دولت، شریک یا رقیب؟ سه تجربه از شهرزاد، قبضینو و مدیانا

قبضینو کار با دولت رقیب بخش خصوصی

پادکست و ویدئوکست کسب‌وکاری شعاع در سه ایپزود مختلف خود یک مبحث مشترک داشت که خلاصه‌ای از این نقطه نظرات را در این مطلب می‌‌خوانید. در مصاحبه با مدیران عامل شهرزاد و قبضینو و مدیانا این نقطه نظرات جمع‌آوری شده است که کامل آن را می‌توانید در هر اپیزود مخصوص گوش کنید که در انتهای مطلب لینک آن‌ها مشخص است.
اما دولت واقعا شریک کسب‌وکارهای خصوصی است یا رقیب؟ کدام باید باشد و امروز کدام است؟

یک دولت و سه نقش متفاوت

برای بسیاری از کسب‌وکارهای دیجیتال، دولت فقط قانون‌گذار نیست. ممکن است مالک زیرساخت، تأمین‌کننده داده، خریدار خدمت یا حتی رقیب بازار باشد. همین تعدد نقش‌ها رابطه میان بخش خصوصی و حاکمیت را دشوار می‌کند؛ زیرا قواعد رقابت، مذاکره و پاسخ‌گویی در هر نقش متفاوت است.

سه گفت‌وگوی شعاع کست با احمد خورشیدی، مدیرعامل شهرزاد و مدیرعامل سابق تلوبیون؛ علی عباسی، مدیرعامل قبضینو و آیان؛ و صادق محمدی، مدیرعامل مدیانا، سه صورت متفاوت از این رابطه را نشان می‌دهد. یکی درباره مرز رقابت نهادهای عمومی با بخش خصوصی است، دیگری درباره ساخت خدمت بر پایه اتصال به سازمان‌های حاکمیتی و سومی درباره نقش تشکل صنفی در گفت‌وگو با سیاست‌گذار.

روایت احمد خورشیدی: وقتی یک مجموعه عمومی وارد بازار می‌شود

محور گفت‌وگو با احمد خورشیدی پرسشی صریح است: آیا تلوبیون و شهرزاد رقیب بخش خصوصی‌اند؟ این سؤال فقط درباره دو برند نیست. مسئله اصلی این است که وقتی یک مجموعه وابسته به نهاد عمومی یا مدیریت شهری محصول دیجیتال عرضه می‌کند، چگونه باید مرز میان خدمت عمومی و فعالیت رقابتی را تعریف کرد.

یک پلتفرم عمومی ممکن است به داده، رسانه، شبکه توزیع یا بودجه‌ای دسترسی داشته باشد که برای بخش خصوصی به‌سادگی قابل دستیابی نیست. از سوی دیگر، مدیر چنین مجموعه‌ای می‌تواند استدلال کند که هدف، پاسخ‌دادن به یک نیاز عمومی یا جبران خلأ بازار است. گفت‌وگوی شعاع نیز با یک پاسخ قطعی پایان نمی‌یابد؛ و همین نکته ارزشمند است. اختلاف اصلی نه بر سر اصل ارائه خدمت، بلکه بر سر قواعد بازی است.

برای شکل‌گیری رقابت سالم، باید چند پرسش روشن پاسخ داده شود: مأموریت عمومی این محصول چیست؟ هزینه‌ها و درآمدهای آن چقدر شفاف‌اند؟ آیا بخش خصوصی به زیرساخت یا داده مشابه دسترسی دارد؟ و آیا فعالیت مجموعه عمومی محدود به مأموریت مشخص است یا می‌تواند بدون مرز وارد بازارهای مجاور شود؟

روایت علی عباسی: دولت به‌عنوان صاحب داده و زیرساخت

تجربه قبضینو با مدل دیگری روبه‌روست. محصولاتی مانند استعلام و پرداخت قبوض، پیشخوان ۲۴ و تهران من بدون اتصال به مجموعه‌ای از سازمان‌ها و سامانه‌های حاکمیتی شکل نمی‌گیرند. در معرفی اپیزود نیز تأکید می‌شود که شرکت برای ارائه هر خدمت ناچار بوده با بخش‌های مختلف حاکمیت درگیر شود تا بسته‌ای یکپارچه از خدمات پرداخت دوره‌ای ایجاد کند.

در اینجا دولت لزوماً رقیب نیست؛ صاحب داده، مجوز یا زیرساختی است که محصول خصوصی روی آن ساخته می‌شود. مزیت کسب‌وکار در ساده‌سازی تجربه کاربر، تجمیع خدمات و ایجاد API برای اپلیکیشن‌های دیگر شکل می‌گیرد. بااین‌حال، وابستگی به چند نهاد ریسک‌های خاص خود را دارد: تغییر سیاست یک سازمان می‌تواند بخشی از محصول را مختل کند، کیفیت سرویس خارج از کنترل شرکت است و مذاکره با نهادهای متعدد زمان توسعه را افزایش می‌دهد.

درس مدیریتی این تجربه روشن است: کسب‌وکارهای متکی به زیرساخت حاکمیتی باید «مدیریت ذی‌نفعان» را یک قابلیت اصلی بدانند. تیم حقوقی، فنی و توسعه کسب‌وکار نمی‌توانند جدا از هم عمل کنند. همچنین وابستگی‌ها باید مستند، مسیرهای جایگزین تعریف و سطح خدمت مورد انتظار تا حد امکان قراردادی شود.

روایت صادق محمدی: حلقه مفقوده تشکل صنفی

در گفت‌وگو با صادق محمدی، علاوه بر رگولاتوری پیامک، وضعیت اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی نیز بررسی می‌شود؛ اتحادیه‌ای که در معرفی اپیزود «نیمه‌جان» توصیف شده است. این بخش از بحث نشان می‌دهد که رابطه دولت و بخش خصوصی نباید فقط به مذاکره جداگانه هر شرکت با هر نهاد محدود بماند.

وقتی هر کسب‌وکار به‌تنهایی برای حل مسئله خود مذاکره می‌کند، شرکت‌های بزرگ‌تر صدای بلندتری دارند و تجربه‌های بازار به دانش جمعی تبدیل نمی‌شود. تشکل صنفی می‌تواند مسائل مشترک را صورت‌بندی کند، داده و پیشنهاد سیاستی ارائه دهد و هزینه گفت‌وگو را برای هر دو طرف کاهش دهد. البته این نقش تنها زمانی مؤثر است که تشکل نمایندگی واقعی اعضا، سازوکار تصمیم‌گیری شفاف و توان کارشناسی داشته باشد.

سه الگو برای رابطه با حاکمیت

این سه اپیزود، سه مدل متفاوت را کنار هم قرار می‌دهد:

  • دولت به‌عنوان رقیب یا عرضه‌کننده خدمت: مسئله اصلی، برابری قواعد رقابت و شفافیت مأموریت است.
  • دولت به‌عنوان صاحب زیرساخت و داده: مسئله اصلی، پایداری دسترسی، کیفیت سرویس و امکان نوآوری بخش خصوصی است.
  • دولت به‌عنوان تنظیم‌گر: مسئله اصلی، مشارکت صنعت در تدوین قواعد و وجود یک نماینده صنفی مؤثر است.

اشتباه رایج این است که یک نسخه واحد برای هر سه موقعیت تجویز شود. رابطه‌ای که برای دریافت API لازم است، با مطالبه رقابت منصفانه یا مشارکت در تدوین مقررات یکسان نیست.

کسب‌وکارها چگونه این رابطه را مدیریت کنند؟

نخست باید نقش هر نهاد دولتی در مدل کسب‌وکار دقیقاً مشخص شود. آیا آن نهاد مجوزدهنده است، داده می‌دهد، مشتری است یا محصول جایگزین عرضه می‌کند؟ سپس ریسک هر وابستگی در نقشه عملیات ثبت شود. در مرحله بعد، شرکت باید موضوعات مشترک را از مسائل اختصاصی جدا کند: مسائل اختصاصی از مسیر قرارداد و مذاکره حل می‌شوند، اما موضوعات مشترک به اقدام صنفی نیاز دارند.

شفافیت عمومی نیز اهمیت دارد. هرجا یک محصول عمومی وارد بازار رقابتی می‌شود، توضیح مأموریت، منابع و شاخص‌های عملکرد می‌تواند بخشی از بی‌اعتمادی را کاهش دهد. در طرف مقابل، بخش خصوصی نیز باید نشان دهد که پیشنهادش فقط دفاع از منافع یک شرکت نیست و برای کاربر یا اقتصاد ارزش قابل سنجش ایجاد می‌کند.

جمع‌بندی

پرسش «دولت شریک است یا رقیب؟» پاسخ ثابتی ندارد. تجربه شهرزاد و تلوبیون مسئله رقابت و مأموریت عمومی را برجسته می‌کند؛ قبضینو نشان می‌دهد چگونه یک کسب‌وکار می‌تواند روی داده و زیرساخت حاکمیتی ارزش تازه بسازد؛ و مدیانا اهمیت یک واسطه صنفی قدرتمند میان بازار و سیاست‌گذار را یادآوری می‌کند. برای شنیدن بحث کامل، اپیزودهای احمد خورشیدی؛ آیا رقابت با بخش خصوصی؟، علی عباسی؛ کار با دولت و صادق محمدی؛ پیامک، رگولاتوری و اتحادیه را در شعاع کست ببینید یا بشنوید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:. آخرین پادکست های شعاع