فصل اول - قسمت ششم
مقیاسپذیری صرافی نوبیتکس؛ گفتوگو با امیرحسین راد
امیرحسین راد — مدیرعامل و همبنیانگذار نوبیتکس
مقیاسپذیری نوبیتکس در بازار ارز دیجیتال
در این اپیزود پادکست شعاع، امیرحسین راد، همبنیانگذار نوبیتکس، درباره مسیر شکلگیری و رشد یکی از پلتفرمهای شناختهشده مبادله رمزارز در ایران صحبت میکند. گفتوگو از تجربه حرفهای او در مهندسی آغاز میشود و به تصمیم برای ورود به کارآفرینی، ساخت محصول مالی و توسعه کسبوکاری میرسد که باید همزمان با رشد کاربران، زیرساخت فنی و اعتماد بازار را نیز گسترش دهد.
محور اصلی اپیزود، مقیاسپذیری یک صرافی آنلاین ارز دیجیتال است؛ کسبوکاری که رشد آن فقط به بازاریابی وابسته نیست و به امنیت، پایداری سرویس، مدیریت ریسک، پشتیبانی و سازگاری با فضای تنظیمگری نیاز دارد. تجربه نوبیتکس نشان میدهد در بازارهای مالی، سرعت رشد باید با توان عملیاتی و مسئولیتپذیری پلتفرم متوازن باشد.
در این گفتوگو چه میشنوید؟
- مسیر ورود امیرحسین راد از مهندسی به کارآفرینی
- چالش ساخت و توسعه یک بازار آنلاین رمزارز
- نقش اعتماد، امنیت و زیرساخت در رشد صرافی آنلاین
- مسائل تیمسازی و مقیاسپذیری در یک کسبوکار فینتک
متن کامل گفتوگو
آرمان صفایی:
سلام. در خدمت امیرحسین راد هستیم از هم بنیان گذاران نوبیتکس و میخوایم در مورد مسیر مقیاس پذیریه ای استارتاپ با ایشون گفتگو کنیم. خیلی ممنون از این که دعوت مارو پذیرفتین و شروع بکنیم با معرفیه خودتون و مسیری که در واقع سبقي شغلی که داشتین.
امیرحسین راد:
من هم سلام عرض میکنم خدمت شما و ممنونم از اینکه من رو به این برنامه دعوت کردید، امیدوارم که بتونیم گفتگوی خوبی داشته باشیم. در مورد نوبیتکس اگه بخوام صحبت بکنم، بهتره قبلش اشارهای بکنم به اینکه ما از کجا اومدیم و چه مسیری رو شروع کردیم، خوب من خودم فضای کاریم شاید قبلش خیلی مرتبط نبود با کاری که الان داریم انجام میدیم. من فارغ التحصیل رشتة مهندسی شیمی بودم و چندین سال هم توی در واقع صنایع نفت و گاز به عنوان مشاور کار کردم و به عنوان در واقع مهندس ایمنیه فرآیند ولی خوب همیشه رویایی راه انداختن یک کسب و کار با من بود و در واقع من با این رویایه زندگی میکردم. دنیای مهندسی و کار مهندسی کردن، دنیایی هستش که متفاوته در واقع با سایر کسب و کارها از این نظر که جنس کارها به این شکلی که خیلی دقت بالایی میخواد و معمولاً پروسهها استاندارد هست برخلاف اونچه که فکر میشه حالا شاید بعضی از شاخههای مهندسی خلاقیت خیلی بالا هست، شاید کسایی که وارد دنیای مهندسی میشن با این در واقع جاذبه ورود پیدا میکنند که بتونند در واقع کارهای خلاقانهای انجام بدن، ولی واقعیت اینه که شاید 80 درصد افراد در سطح آنچه که ما به عنوان مهندسی میشناسیم، مهندسی عمرانو مکانیکو، مهندسی شیمی و برق و چیزهای دیگه، اینها عمدتاً کارهایی هستند که استانداردن، پروسههاشون از قبل تعیین شده و شما مجبوری در یک چهارچوب مشخص حرکت کنی، برا همین من با این فضایه کاریه یکم درگیر بودم و مشکل داشتم، به خاطر اینکه دوست داشتم فضای کار برام کمی هیجان انگیزتر باشه که امروزم با دیروزم فرق داشته باشه. اتفاقاتی بیفته که ناچار باشی حالا به شکل متفاوتی فکر بکنی ولی خوب پروسة در واقع حالا کار مهندسی معمولاً به این شکل نبود و …
آرمان صفایی:
اوضاع خوب بود اونجا؟ خوب پول در میاوردین؟
امیرحسین راد:
من درآمدم بد نبود الحمدالله، درآمد بدی نداشتم، به صورت نسبی بخوایم مقایسه بکنیم و خوب من …
آرمان صفایی:
شما تا دکترا ادامه داده بودین؟
امیرحسین راد:
من بله در واقع تا دکترا ادامه دادم.
آرمان صفایی:
بعد، بیشترم اون چیزی که ما حالا از بیرون و از این حوزهای که شما گفتین میدونین، بیشتر عسلویه رفتنو پتروشیمیو اینها بیشتر کارتون بود.
امیرحسین راد:
هم توی دفتر مهندسی، بیشتر کا ما توی دفاتر مهندسی در تهران بود و به واسطة کارمون و خوب در واقع با اون نوع صنایع سروکار داشتیم نیاز بود توی مناطقی که این نوع صنایع بیشتر متمرکز هستند مثل ماهشهر یا عسلویه در طول سال شاید مثلاً 30 روز، 20 روز حضور پیدا کنیم برای اینکه کارها بهتر انجام بشه.
آرمان صفایی:
خوب با یه سبقة پس مهندسی و حوزة مشاورة مهندسی ما، بلافاصله نوبیتکس رو شروع میکنیم میایم، این وسط تجربة دیگهای ..
امیرحسین راد:
ببینید این وسط تجربیاتی بود که تجربیات در واقع ناقصی بود به محصول و در واقع لانچ منجر نشد یعنی شاید مراحلی بود که طی شد برای اینکه در نهایت ما آماده بشیم برای راه انداختن نوبیتکس، مثلاً فرض کنید به هرحال شما یک طرحی رو وقتی میخوای شروع بکنی، از تیم تشکیل دادنش، بیزینس پلن نوشتن، اینها کارهاییه که به هرحال بایستی یاد بگیری و انجام بدی و حالا ممکنه بعضیاش تا یه نقطهای برسه و طرحه متوقف بشه، شاید توی اون پروژه اون تجربه شما احساس کنی که شکست خوردی ولی این میتونه برات یک درسی باشه، یک تجربهای باشه برای پروژههای آینده، از این نظر برای من شکست نبود، اینجور تجربیات رو به هرحال داشتیم، کارهایی که شاید نیمه کاره رها شده بود، ایدههای مختلفی که حالا فضای تجارت الکترونیک بود از آموزشو بگیرید تا حالا نوعی فروشگاه و داروخانه آنلاین و تمام اینها در واقع ایدههایی بوده که تا یه جاهاییش رو ما رفتیم جلو و رها شده.
صفایی:
از یه جایی به بعد جزو پیشگامان و اولینهای حوزة ارز دیجیتال بودین؟ خودتون شخصی کار میکردین و بعد احتمالآً دغدغهها و گپهایی کشف کردینو تلاش کردین با یک محصولی این رو پر بکنین.
راد:
دقیقاً دقیقاً، حالا نمیتونم بگم، من نمیتونم ادعا کنم ما پیشگام بودیم، خوب خیلیها زودتر از ما در ایران به این فضا ورود پیدا کردند و حتی اون زمانی که ما کار رو میخواستیم شروع کنیم نمونههایی هم وجود داشت، یعنی سایتهایی وجود داشت که شما از طریق اونها میتونستید ارز دیجیتال تهیه بکنید ولی اونچه که وجود نداشت در واقع سهولت دسترسی و همینطور بیزینسی در قالب پلتفرم یا اکسچنج بود که کمک بکنه تبادلات روون تر و راحتتر اتفاق بیفته. این اون چیزی بود که وجود نداشت و ما ابتدا یک تجربه شخصی داشتیم و شاید مثلاً توی بازة 7-6 ماهه این گپ رو احساس کردیم و ایدههای اولیه، یواشکی …
صفایی:
توی حوزة پلتفرم اکسچنج اولین ..
راد:
اینطوری بگیم شاید درستتر باشه تا اینکه بگیم پیشگام بودیم.
صفایی:
خوب چه سالی میشه شروعش؟ 96؟ 97؟
راد:
96 بودش
صفایی:
خوب 96 شما با یک تیمی احتمالاً که حالا احتمالاً بخش فنی داره یا شاید نه از همون حوزة مهندسی دوستانی داشتین اضافه شدند به ما …
راد:
خوب طبیعتاً شما وقتی یک کاری رو میخوای شروع بکنی ابتدا میری سراغ دوروبریات دیگه، یعنی طبیعت ماست، که البته لزوماً تصمیم درستی نیست، ولی خوب درواقع راحتترین و سریعترین کار هست. من خوب ایده رو با در واقع یکی از دوستای خودم مطرح کردم، دوستان چندین و چند سالة خودم و کسی که فکر میکردم توی این مسیر اون هم انگیزة لازم رو داره برای راه اندازیه کار، که آقای آقامیر هستند، الان هم هم بنیانگذار و جزو یکی از مدیران خوب ما هستند، اولین بار ایده رو با ایشون مطرح کردند و بعد شروع کردیم به تشکیل تیم، خوب با توجه به اینکه کار در ابتدای پروژه نرم افزاری هست دیگه، پروژه وب هم هست، خوب طبیعتاً ما این تخصص لازمه رو نداشتیم برای این کار، که این کار رو انجام بدیم و اینجا همیشه اون سختترین قسمت، پیاده کردن ایدهها بود که شما میتونی یک نفر فنیه قابل اعتمادی رو به تیم اضافه بکنی که بتونه پروژه رو در تایم خودش تحویل بده. ما ابتدا رفتیم سراغ برادر علی، چون برادر علی فارغ التحصیل آی تی بود، یعنی همین دانشگاه شریف و خوب برنامه نویس خوبی بود اما توی اون برهه درگیر کارهای پایاننامش بود بیشتر و خودش فرصت نمیکرد بتونه توی یک تایم مشخصی در واقع کار رو تحویل بده، یکی از دوستانشون رو معرفی کردند که گفتند این کسی هست که میتونه کار رو 100 درصد جمع بکنه
صفایی:
همونه که شما میخواین
راد:
آره، یه جلسة کوتاه گذاشتیم، آقای امیرعلی اکبری که ایشونم از فارغ التحصیلای نرم افزار همون خود دانشگاه خودمون هستند و به جمع بندی رسیدیم، ما هم قرار شد ایشون توی بازة 4-3 ماهه یک نمونة اولیه یا همون MVP محصول رو آماده بکنه و خوب این اتفاق هم افتاد و عملاً ..
صفایی:
من الان نگران اون برادر ایشونم که الان خیلی افسوس نمیخورن از اینکه ..
راد:
الان برادر علی هم هست، آره. توی اون برهه فقط،
صفایی:
اون مقصر پایان نامه بود …
راد:
چرا ایشونم وقت گذاشت برای درو اقع پروژه، منتها اوایلش یه مقدار کمتر بود به واسطه اینکه درگیر کارهای پایایننامه بود ولی بعدش یکی از بخشهای مهم اکسچنج ما که بخش بلاکچینش هست عملآً توسط محمد پیش رفت.
صفایی:
خوب ما چند ماهة محصول اولیه یا MVP رو آماده کردیم.
راد:
من فکر میکنم آذر شروع کردیم و تقریباً توی اسفند، اوایل اسفند آماده شد.
صفایی:
اوایل اسفند. خوب اون ارزش اصلی که میرسوند همون اول، اون MVP چی بود؟
راد:
کامل اون ایدهای که توی ذهنمون بود پیاده شده بود، یعنی یک پلتفرمی که حالت ازار داشت، اکسچنج بود، کاربر امکان واریز، برداشت رمز ارز و ریال رو کاملاً به صورت خودکار داشت.
صفایی:
خوب چه اتفاقی افتاد MVP وارد بازار شد، فید بک؟ ازخورد؟
راد:
ما هدفمون این بود که … ما توی اون ایام یک شانس خوبی هم که آوردیم، میتونستیم مثلاً بریم یه دفتر اجاره کنیم شروع کنیم به کار کردن ولی خوب شانسی که آوردیم رفتیم داخل یکی از این فضای co work و فضاهای کارآفرینی، مجموعة تیوان هست، حالا نمیتونم هنوزم هست یا نه، فکرمیکنم فقط جاشون عوض شده. اون موقع فکر میکنم توی پژوهشکدة انرژیه شریف بودن که حضور ما توی اونجا عملاً باعث شد که ما اونجایی که گپ داشتیم، اونجارو پر بکنیم، یعنی بالاخره یه ..
صفایی:
بودن کنار بقیة استارتاپها رو میدیدید . ..
راد:
بودن کنار بقیه استارتاپها، ارتباط دادن در واقع استارتاپها با سرمایهگذارها و برگزاری دورههای مرتبط با راه اندازی کسب و کار، اینها چیزایی بود که باعث شد یه بخشی از اون گپ های ما پر بشه و تجربة بسیار خوبی وبد و یکی از اتفاقاتی که اینجا افتاد بحث دمودی بود، یعنی یک روزی اینها داشتن که محصولت رو شما لانچ میکردی، سرمایه گذارها از جاهای مختلف میومدن به شما فیدبک میدادن، ما دقیقاً MVP مون رو بر همین مبنا آماده کردیم، سعی کردیم به یه نقطه برسونیم که اون رو به سرمایه گذارها ارائه بکنیم. همون ابتدا که میخواستیم کار رو شروع بکین م واقعاً چالش رگولاتوری بود چون وضعیت رمز ارزها، چه اون موقع، چه الان واقعاً در کشور ما روشن نبود، هرچند توی اون برهه صحبتهایی از طریق معاونت فناوری نوین وقت بانک مرکزی شده بود که رمز ارزها تا سال 97 به نوعی رگولاتوری میشن، خوب این یک امیدی داده بود به کسانی که توی این فضا به هرحال قصد فعالیت داشتند و از جمله ما، استراتژی …
صفایی:
این اتفاق هنوز نیفتاده ..
راد:
هنوز نیفتاده، حالا توضیح میدم خدمتتون وارد رگولاتوری که بشیم میگم چه اتفاقاتی افتاد. ما یکی از استراتژیهایی که داشتیم با توجه به مبهم بودن فضا، اون زمان با خودمون فکر میکردیم که ما اگر بتونیم یک سرمایه گذاری از نهادهای ترجیحاً بزرگ و حاکمیتی بگیریم به نوعی میتواند سپری باشد در برابر بلا. یعنی این استراتژیای بود که فکر میکردیم شاید بتونه به ما کمک بکنه برای ورود به همچین فضای پر ریسکی. پس سعیمون رو کردیم که MVP رو آماده بکنیم و در واقع بریم سراغ جذب سرمایه. و توی این فاصله هم ما برای اینکه بازار رو بشناسیم، حتی شاید خودمون شخصاً هم توی یه برهههایی میرفتیم وارد تلگرامو جاهایی که خرید و فروش رمز ارز میشد ورود میکردیم و معامله هم میکردیم حتی، که ببینیم فضای کار چجوری هست و در واقع آدمها چطور دارن نیاز خودشون رو برای تهیه رمز ارز، برآورده میکنند. و خوب در نهایت شد اون MVP که ما برای چندتا سرمایه گذار پرزنت کردیمو حالا ..
صفایی:
اون MVP مشتری هم داشت؟
راد:
بله لانچ شد ..
صفایی:
همین از بازخوردهاش بگین ..
راد:
لانچ شد و فکر میکنم دهم یازدهم اسفند بود اون موقع، که لانچ شد و خوب اولش طبیعتاً به دوروبریامون معرفی کردیم و توی همون دمو دی که اتفاق افتاد، بعدش خیلی تبلیغات آنچنانی اصلاً براش انجام ندادیم، با توجه به اینکه در وضعیت MVP بود و داشتیم محکش میزدیم دیگه، بازخوردش در نهایت این بود که شاید بگم که در .. تا تقریباً اوایل فروردین 97 چیزی حول و حوش 100 نفر، 200 نفر ثبت نام کردند در داخل این پلتفرم و ما توسنتیم از فیدبکهای اینها برای رفع ایرادات کار استفاده بکنیم و حتی شاید بگم چندتا معاملة نسبت بزرگ در مقیاس اون موقع ما هم حتی در اون اوایل فروردین اتفاق افتاد.
صفایی:
که معرفی کرده بودند مثلاً گفته بودند برید ..
راد:
یکی از کسانی بود که توی همون دمو دی مارو دیده بود، خودش مدیر یکی از صندوق های BC استارتاپی بود و از این طریق در واقع با ما آشنا شده بود.
صفایی:
خوب بریم نیمة اول سال 97 راجبش صحبت بکنیم که البته یکمی هم انگار صداهای زیادی از بیرون، انواع صداهای مختلف رو شاید شمام بشنوید که شیاد حتی جذاب بکنه حتی گفتگو رو، محیط رو طبیعیتر نشون میده. ما وارد سال 97 بشیم که MVP مون وارد بازار شده توی نوبیتکس، و میخوایم بدونیم که بعدش چه اتفاقی میفته.
راد:
خوب سال 97 عملآً نیمة اولش سال، نیمة خیلی خوبی نبود به خاطر اینکه ما خوب یه اتفاق مثبت اولش افتاد، ما وارد نمایشگاه بورس، بانک، بیمه شدیم، یه قسمتی داره به نام فیناستارز، که استارتاپهای حوزة فین تک میتونستند با در واقع خیلی هزینة اندکی بیان اونجا محصول خودشون رو معرفی بکنند، حضور توی خود اون نمایشگاه، به عنوان اولین نمایشگاهی که ما حضور پیدا کردیم خیلی جذاب بود، خیلی فیدبکهای خوبی گرفتیم ولی چند روز بعد از اون یه اتفاق خیلی بد افتاد. تقریباً میتونم بگم هر سایتی که به نوعی مرتبط با رمز ارزها بود، چه با ربط، چه بی ربط، یعنی حتی محتوایی در خصوص رمز ارزها منتشر میکرد، فیلتر شد که این بسیار اتفاق ناگواری بود برای ما، یعنی در همون ابتدای کار وقتی کسب و کار شما فیلتر میشه و بدون هیچ نوع توضیحی و دلیل قانونی، خوب هر تیمی باشه یکم در واقع شل میشه دیگه. و از مهمترین اتفاقاتی هم که افتاد این بود که خوب ما با یک سرمایه گذاری هم صحبت کرده بودیم برای جذب سرمایه، از جمله سرمایه گذارهای همون بزرگ همون به نوعی حاکمیتی که بعد از این اتفاق عملاً تمام گفتگوها متوقف شد. بله … خلاصه ابتداش زیاد برای ما سال خوبی نبود و میتونم بگم که بسیار سخت ما جلو رفتم، یعنی شاید حتی توی مقاطعی به فکر بیخیال شدن و کنار گذاشتن این کار شدیم ولی در نهایت مسیر طور دیگری پیش رفت.
صفایی:
خوب؟ همین مسیر رو ادامه بدیم. ما چجوری از این چالشه رد شدیم؟
راد:
چالش فیلترینگ؟
صفایی:
آره … با بقیه فعالان جمع شدین بریم گفتگو کنیم …
راد:
یکسال طول کشید این اتفاقه، رفع فیلتره یکسال واقعاً زمان برد ولیکن حالا من یه ایراد اولآً میگیرم به موضوع فیلترینگ که اولآً بدون دلیل این اتفاق افتاد و ثانیاً برای صرفاً کسب و کارهایی اتفاق افتاد که توی اون برهه فعال بودند، یعنی بعد از ما هرکسی دیگهای شروع به فعالیت کرد خوب سامانش فیلتر نشد و ما هم در واقع تنها کاری که میتونستیم بکنیم بیایم یک دامنة موازی هم کنار دامنة اصلیمون داشته باشیم برای اینکه زمانی که فیلتر میشه به کاربرها بگیم از این دامنه هم میتوانید دسترسی پیدا کنید به حساب کاربری و کیف پول خودتون، صرفاً برای اینکه درو اقع کاربران با توجه به اینکه شروع بیزینس هم بود دچار ترس و نگرانی نیشن، به هرحال کسب و کاری که ما شروع کرده بودیم توی فضای مالی بود و خوب کیف پولی در اختیار داشت اون فرد که از اون برای ترید استفاده میکرد و به خاطر همین وقوع یه همچین اتفاقاتی عملآً ریزش و توقف رشد ما میشد.
صفایی:
از یه طرف فکر میکنم خوب کسب و کار مالی نیاز به اعتماد داره و فیلتر یکم اعتمادهارو کم میکنه، از اون طرفم حوزهاش چون رمز ارزه فکر میکنم کاربره عادت داره با فیلتر شکن کار کنه ..
راد:
با فیلتر شکن کار کنه … اینم تحلیل اشتباهی نیست …
صفایی:
چی شد حالا میخواستم بگم خیلی ریزش شد یا نه …
راد:
ولی خوب نکتهای که داره اینه که توی اون برهه کسانی که از .. با اکسچنجهای خارجی کار میکردند، تجربة همچین کارهایی رو داشتند تعدادشون کم بود و یک استارتاپ وقتی میخواد رشد بکنه و اسکیل آپ بکنه، طبیعتاً باید روی تک تک آدمهای یک جامعه حساب باز بکنه. برای اینکه بتونه به اونها خدمات بده، ممکنه مشتری داشته باشم که اصلاً زبان انگلیسی بلد نباشه، خوب این آدم هیچوقت ممکنه از یک اکسچنج خارجی استفاده نکنه و برای این جنس کاربرهایی که هیچ، به جز پلتفرم ایرانی چیز دیگری رو نمیشناختن، خوب این خبر خوبی نمیتونست باشه.
صفایی:
خوب نیمة دوم 97 ؟ برای فیلترینگ کاری نکردین؟ خودشونم یه روزی برداشتن
راد:
توی این یکساله ما سعی کردیم دیگه از طریق مذاکرات پشت پرده و پشت پرده که میگم منظور نه اینکه حالا از طریق کانال خاصی اتفاق بیفته، منظور اینکه مذاکره شاید رسمی نبود، حالا از طریق نامه نگاری و همینطور حالا چی میگن، تبادل نظر با هم صنفیها سعی کردم اون برهه رو بگذرونیم و رفع فیلتر ما دقیقاً فکر میکنم یکسال بعدش اتفاق افتاد زمانی که یک حالا گفتگویی فراهم شد با مسئولان مربوط، کمیتة فیلترینگ به ویژه نماینده خود قوه قضائیه که اون موقع آقای دکتر جاویدنیا بودند و خوب به هرحال سعی داشتند که مشکلات مربوط به استارتاپهارو رفع بکنند که ماحصل اون جلسه و دلایلی که ما و بقیه هم صنفیها آوردیم منجر به رفع فیلتر شد و من کماکان هم فکر میکنم تصمیم درستی اتخاذ شده چون اگر این اتفاق نمیفتاد واقعاً شاید ما پلتفرم خوب ایرانی الان نداشتیم، حالا من ادعا نمیکنم ما از خودمون چی میگن نمیخوام تعریف بکنیم ولی به هرحال چه خود ما چه رقبای ما نیاز داشتند که یک فضایی برای رشد پیدا بکنند، در غیر اینصورت واقعاً مثل اون اتفاقی که توی شبکههای اجتماعی افتاد که ما دیگه الان واقعاً جایگاهی نداریم به عنوان، حالا به هرحال استارتاپهایی شکل گرفتند، شرکتهایی توی ایران شکل گرفتند به عنوان پیام رسانو حالا شبکههای اجتماعی ولی چون تایم طلایی از دست رفت، و ما توی اون تایم جایگزین مثلاً برای تلگرام نداشتیم یا مثلاً برای واتس اپ، الان دیگه به نظرم نمیشه اون جایگزینی رو انجام داد. شما الان میبینید دیگه حتی با وجود صرف هزینة بسیار زیاد برای نمونههای داخلی و انواع و اقسام حمایتهایی که میشه همینطور فورسی که میشه روی دستگاههای مختلف چمیدونم، ممکنه معلمها آموزش و پرورش رو جای دیگر رو وادار بکنند که از یک بستر خاصی استفاده بکنند ولی با این وجود هنوز تلگرام حتی با وجود فیلترینگ، فکر میکنم یکی از پرکاربردترین ….
صفایی:
شما توی این یکسال، حالا یکم صدارو زیادترم کردن برای ما که دیگه قشنگ ..
راد:
دیگه از مزایای مصاحبه توی محیط استارتاپیه دیگه ..
صفایی:
بله. ما توی یکسالی که فیلتر بودیم، رشد هم تجربه کردیم یا …
راد:
رشد داشتیم طبیعتاً ولی رشده کند بود دیگه، یعنی شما نمیتونی به صورت رسمی تبلیغات انجام نمیتونی بدی و مجبوری در سایه حرکت بکنی تا وضعیت روشنتر بشه. یعنی بنابراین سرعت رشدت خوب کمتر خواهد بود از حالت ایدهآلیه یک استارتاپ
صفایی:
توی این دوره یسری رقیب هم اضافه شد …
راد:
بله از همون ابتدا …
صفایی:
مربوط به فیلترا نبوده..
راد:
بله از تحریمها از همون سال 97 نیمة دومش ما رقبایی داشتیم که بله فیلتر هم نبودند.
صفایی:
پس یعنی شرایط نابرابر دیگه
راد:
دقیقاً دقیقاً
صفایی:
خوب اینجا چطوری گذشته؟ نیمة دوم 97 تا اول 98.
راد:
خوب اینجا زمانی بود که ما از یک طرف داشتیم رشد میکردیم و باید خوب تیممون رو هم بزرگتر میکردیم دیگه، یعنی شاید اون ترکیب اولیه که ما 4 نفری که بودیم، خوب نیاز بود هم برنامه نویس اضافه بشه به تیم، هم نیروی پشتیبانی اضافه بشه که اولین در واقع جذب نیروهای ما تقریباً همون اواسط سال 97 اتفاق افتاد، که دوتا نیرو رو ما اضافه کردیم و البته اولین نیرویی که جذب کردیم همون اسفند 96 بود ولی خوب به دلایلی همکاریمون 3-2 ماه بیشتر طول نکشید، نیروی جدید هم که میگم مازاد بر اون 4 نفر اولی ..
صفایی:
اونجایی که میتونیم حقوق بدیم.
راد:
بله دقیقاً و خوب اینجا ما شرکتمون رو هم ثبت کردیم توی این در واقع سال 97 که بتونیم در واقع کارهای مربوط به بیمه کردن و پرداخت حقوق رو بتونیم به صورت رسمی انجام بدیم و شرکت هم موفق شدیم همون سال 97، دانش بنیانش کنیم. محصول رو در واقع برای ارزیابی در اختیار اون کارشناسهای معاونت علمی فناوری قرار دادیم و موفق شدیم به عنوان اولین پلتفرمی که در حوزة رمز ارز در ایران فعالیت میکنه، نشان دانش بنیان درجه دو رو دریافت بکنیم و خوب این اتفاق خیلی مثبتی بود که باعث شد ما امید پیدا بکنیم، یعنی از اون فضای یأس و نگرانی که بالاخره فیلترینگ اول سال ایجاد کرده بود و خوب یکی از ایرادات واقعاً فیلترینگ این بود که شما نمیدونستی اصلاً چیکار بکنی، کجا بری با چه کسی صحبت بکنی که این شمکله حل بشه، تنها پاسخی که به شما میدادن که خوبباید برید از بانک مرکزی مجوز بگیرید. اصلاً همین موضوع هم باعث شد که در نهایت اون رفع فیلترینگ اتفاق بیفته، چون استدلال ما این بود که اوکی ما حاضریم مجوز بگیریم ولی آیا مجوزی برای این موضوع تعریف شده؟ بانک مرکزی خوب در اون زمان هنوز چیزی رو در واقع برای رمز ارزها تعریف نکرده بود. یکی دیگه از اتفاقات سال 97 این بود که ما در واقع اولین پیش نویسی رو داشتیم در حوزة رگولاتوریه رمز ارزها در حوزة خود بانک مرکزی منتشر شد و به عنوان پیش نویس روی سایت بانک مرکزی هم قرار گرفت که انصافاً پیش نویسی بود که حالا خالی از ایراد نبود ولی به هرحال قدم بسیار مثبت و رو به جلویی بود که در نهایت ولی خوب این پیش نویسه به جایی نرسید یعنی من حتی این اواخر شنیدم که بانک مرکزی حتی پیش نویس رو هم از روی سایت خودش حذف کرده یعنی حتی منکر شده که همچین کاری رو انجام داده. سال 97 در نهایت در واقع به این ترتیب حتی با در واقع چند سرمایه گذار هم گفتگو داشتیم برای بحث جذب سرمایه …
صفایی:
شاید وقت داشتین کارهای زیر ساختیتون رو برسین دیگه، مثلاً روی پروداکت بیشتر کار بکنین، دانشبنیان بگیرین
راد:
دقیقاً، یعنی خواستههای بازار رو در واقع سعی کردیم بررسی بکینم، اولین نمایشگاه خارجی رو ما شرکت کردیم همون سال 97
صفایی:
جی تکس
راد:
بله، که تجربة خیلی خوبی بود و از طرف دیگه ما در واقع تونستیم که جذب سرمایمون رو هم در همون سال 97 رقم بزنیم. در نهایت اون مذاکراتی که با سرمایه گذارهای مختلف داشتیم، به یک نتیجهای رسید و این تقریباً توی اواخر سال 97 بود.
صفایی:
کجا؟
راد:
سرمایه گذارمون شخصی بود. آره.
صفایی:
چقدر؟
راد:
بذارید حالا نگم دیگه.
صفایی:
باشه.
راد:
رقمش نه خیلی بالا بود نه خیلی کم، یعنی برای اون روز ما به هرحال عدد بدی نبود. آره ..
صفایی:
خوب شخصی بودن که توی فضای استارتاپی بودن یا ، میخوام بگم اون استراتژیک بودنه که دنبالش بودین این ویژگی رو داشت؟
راد:
خوب ببین ما استراتژیک یه چیزی بهتون گفتم ما اولش استراتژیمون اون بود راستش در ادامة مسیر وقتی دیدیم با اولین فیلترینگ اون سرمایه گذار ما در واقع حتی جلسات رو هم کنسل کرد، به این نتیجه رسیدیم که شاید سرمایه گذارهای از این جنس اصلاً توی چالشهای استارتاپها ورود نکنند و خیلی در کنار ما نباشند. میگم بعد از اون ما با یکی دوتا در واقع سرمایه گذار از همون جنس هم باز دوباره مذاکره داشتیم ولی من احساسم این بود که حضور این جنس سرمایه گذار فقط کار رو برامون سختتر میکنه و در نهایت این خود ما هستیم که ابیستی برای چالشها راه حل پیدا بکنیم و خوب شخصی هم که البته ما اضافه کردیم به مجموعمون خوب کسی بود که رزومة بسیار خوبی در حوزة در واقع بیزینس داشت در داخل ایران و همینطور سابقة کار در خود دولت در اوایل انقلاب رو داشت و کوله باری خلاصه از تجربه بود و کسی به ما اضافه شد که الانم رئیس هیئت مدیرة ما هستند، کسی به ما اضافه شد که اونچه که ما نداشتیم، خوب به هرحال ما ایده داشتیم، بیزینس رو تا حدودی میشناختیم ولی در خیلی از موقعیتها و تصمیمگیریها شما نیاز به یک تجربه داری که
صفایی:
ریش سفید …
راد:
آره، که اون ضعف مارو تونست برطرف کنه، یعنی شاید اون استراتژیه به نوعی تغییر پیدا کرد.
صفایی:
خوب ما احتمالاً یکمی سال 97 داریم رشد رو یکمی کوچولو تجربه میکنیم آخراش، وارد سال 98 میشیم که یک پولی هم الان دستمون هست، چیکار میکنیم؟
راد:
عرضم خدمت شما که سال 98 خوب اتفاقا خوبی که گفتم افتاد این بود که رفع فیلترینگ اتفاق افتاد یعنی شروعش خیلی سال خوبی بود، و دیگه فضا برای ما باز شد که بتونیم در واقع رشد بهتری رو برای کسب و کار رقم بزنیم. و یواش یواش در واقع تعداد کاربرها، تعداد مشتریها داشت بیشتر میشد و ما به فکر …
صفایی:
چند درصد حدودا؟
راد:
نرخ رشدمون؟ الان دقیق خاطرم نیست ولی فکر میکنم مثلاً شاید به طور متوسط مثلاً ما هر سه ماه 100 درصد رشد رو داشتیم. آره، اینطور توی ذهنم هست. و خوب با این نرخ رشد، شما دیگه اصلاً خیلی فرصتی برای وقت تلف کردن نداری و باید به سرعت برای آیندت برنامه ریزی بکنی ولی خوب از طرفی هم ما هم شاید با این جنس در واقع رشد و با این جنس کسب و کار، خیلی آشنا نبودیم چون تجربه قبلی نداشتیم و خوب اشتباهات زیادم توی این مسیر حتماً کردیم و خوب توی این سال 98، ما شروع کردیم به ساختن بخش پشتیبانیمون، جذب در واقع کارشناسهای پشتیبانی که من خاطرم هست، اونموقع شاید ما هنوز چیزی تحت عنوان مثلاً منابع انسانی هم نداشتیم، یعنی کار جذب نیروهارو من دونه دونه خودم مثلاً مصاحبه میکردم حالا نیروهای فنی رو در واقع نفرات فنی انجام میدادن ولی سایر نیروهایی که میخواستیم جذب بکنیم از آگهی گذاشتن شد و در واقع تماس گرفتنو حتی مصاحبه کردنش رو در واقع خودم انجام میدادم چون در واقع اولین نیروهایی بودند که در واقع داشتن به ما اضافه میشدند وخیلی فضا در واقع کار سخت بود دیگه، یعنی از یک طرف شما درگیر امور روزمرة بیزینسی از یک طرف دیگه باید در واقع به فکر چالشها و مسائل بیزینس باشی که کمترینش مثلاً جذب نیرو هست و در واقع هندل کردن این دوتا باهم یعنی نمیشه شما بیزینس رو متوقف بکنی، حالا من بیام مشکلات رو حل بکنم، بیام ساختارم رو درست بکنم، همینطوری داره به بار کار اضافه میشه و از یک سمت دیگه شما هنوز اونقدر نفرات توی تیمت نیستش که بتونی کارهارو …
صفایی:
تفویض بکنی
راد:
تفویض بکنی، خلاصه روزهای خیلی خیلی سختی بود
صفایی:
همة این بار رو فعلاً تحمل کردین شما خودتون یعنی روی دوش بنیانگذارا بود.
راد:
عمدة بار روی دوش بنیان گذارهاست
صفایی:
و تلاش میکردیم با سرعت جذب نیروی بیشتر …
راد:
دقیقاً، ما تا یه جایی، خوب مثلاً مسئلة اصلیمون دوتا قسمت بود یه قسمت پشتیبانی و یه قسمت …
صفایی:
فنی
راد:
فنی، تا یه برههای همینجور سعی کردیم مستقیم در واقع نیروهارو اضافه بکنیم به این بخشها و سعی کنیم تربیت بکنیم. که تا یه جایی خوب به هر حال مشکلمون حل شد ولی از یک جایی به بعد تقریباً از اواسط 98، شیب در واقع رشد داشت خوب بیشتر میشد و ما عملاً به این نتیجه رسیدیم که شاید همینطوری نیرو اضافه کردن کار رو در واقع سختتر بکنه، شاید بهتر این باشه که بیایم ساختارهامون رو در واقع درست بکنیم یعنی بیایم مثلاً دنبال نیروهای رأس بگردیم که از اونجا به بعد در واقع تقریباً تا اواخر 98 ما استراتژیمون این شد که بیایم اون جاهایی که در واقع گپهای اصلی هستند رو بیایم پیدا بکنیمو نیروهایی رو برای تفویض کردن پیدا بکنیم که توی این سال 98 یکی از در واقع حالا به نوعی سهامداران ما و حالا دوستان خود من که یکی زا اولین کسایی بود که حالا یه مبلغی رو در واقع به عنوان چی میگن حالا شاید توی اون زمان خودش مبلغ خیلی بالایی نبود ولی مبلغی بود که باعث شد که ایجاد انگیزه و امید بکنه توی شروع کار به ما و بابتش ایشون سهام هم دریافت کرده بود، ما اون دوستمون رو که قبلاً تجربة مدیرعاملی هم داشت اضافه کردیم به مجموعه به عنوان نیروی اجرایی که بتونه بهمون در واقع کمک بکنه از اون تجربة چندین سالة خودش در مدیرعاملی به ما در واقع کمک بکنه که بتونیم ساختارهارو در واقع بهتر بکنیم. و خوب یکی از اولین اتفاقاتی که افتاد ایشون در واقع بیشتر مسئول مصاحبه و جذب نیروها شد، آقای محمد فرمند که شاید من خودم اون اوایل حس نمیکردم اون در واقع حضور یه همچین رولی رو در مجموعه، فکر میکردم مثلاً شما میخوای بیزینست رو بزرگتر کنی شاید منابع انسانی الان یه چیز مازادیه بعداً میشه اضافه کرد ولی خوب این تجربة ایشون بود و اون حالا مشاهداتی که خودش حالا توی یک سفری به آلمان فکر میکنم توی همون سال 98، متوجه این موضوع شده بود که منابع انسانی جزو یکی از در واقع قسمتهای مهم هر سازمانه و حتی ممکنه یک رول کلیدی در هیئت مدیره هم داشته باشه که این باعث شد من هم نظرم تا حدودی تغییر بکنه و در واقع بیفتیم دنبال اصلاح ساختارها و همونطور تقویت منابع انسانی.
صفایی:
گفتید که سال 98 داشت همینجور رشدمون بیشتر و بیشتر میشد کاری هم میکردین که بیشتر و بیشتر بشه یا روند طبیعیش بود؟ دهان به دهان بود؟ ارگانیک …
راد:
ببین کارهایی که انجام شد به نظر خودم کارهای خوب اولش کارهای بسیار محدودی بود، از مثلاً شما در نظر بگیر تبلیغات در شبکههای اجتماعی، تلگرامو جاهای دیگه، کمپینهایی که خیلی محدود اجرا میشد و همینطور مثلاً پارتنرشیپ مثلاً خبرگذاریها و رسانهها که بتونند در حوزة ارز دیجیتال مارو معرفی بکنند و به نظر خودم سهم اصلیش بیشتر بحث همون دهان به دهان بود و مکانیزم تبلیغاتی که ما گذاشته بودیم به عنوان افلیت مارکتینگ یا ریفرال مارکتینگ، که این خودش در واقع باعث میشد که کاربرها تشویق بشن بدون اینکه ..
صفایی:
خیلی تأثیرگذار بود؟
راد:
خیلی تأثیر گذار بود چون به نوعی اعتماد ساز هم هست چون ما توی فضایی کار میکردیم که خوب اعتماد رو کسی به ما بابتش مجوز نمیداد یعنی نه بانک مرکزی به ما مجوز میداد نه مرکز توسعه تجارت الکترونیک برامون ای نمادی در نظر گرفته بود، پس ما توی فضایی بودیم که اعتماده سخت شکل میگرفت و بنابراین خود این تبلیغات ریفرال بهترین روش برای ساحته شدن اعتماد بود. بنابراین ما توی سال 98، عمدة در واقع به نظرم ورود کاربرمون از طریق ریفرال ود و اواخرش دیگه شروع کردیم به کار کردن روی در واقع سرچ engineer و بهینه کردن در واقع جستجو توی موتورهای جستجو مثل گوگل که اصلیترین در واقع سرویس هست و اونجا در واقع یکی از کارهای مهمی که انجام میدادیم، حالا این قسمت از اکار رو کاملاً برون سپاری کردیم. آره .. و یه اتفاق خیلی بده دیگه هم که افتاد توی سال 98 که من خاطرم اومد، ما دامنه مون در واقع دامنة .market بود در اصل. نوبیتکس دات مارکت، توی اون سالها، و اگر شما شبکههای اجتماعیه مارو نگاه بکنید عمدتاً این مارکت رو داره و اتفاق بدی که افتاد به خاطر تحریمها این دامنه رو از ما گرفتند، یعنی مدعی شدند که این با ایران یه ارتباطاتی داره و دامنه متأسفانه از ما گرفته شد و از اونجا به بعد دیگه ما کامل سوئیچ کردیم دامنه …
صفایی:
ضرره سنگین بود یا ..
راد:
ببین توی اون برهه خودم فکر میکردم خیلی ضرر سنگینی هست، به هرحال ما تمام لینک سازیهامون و حالا ضربهای که ایجاد میشه از جنس سئویی هست دیگه، لینک سازیهامون فکر میکردم روی دامنة مارکتمون هست و خوب …
صفایی:
ری دایرکت
راد:
نمیشد ری دایرکت هم کرد، ما اصلاً هیچ دسترسی دیگه به اون دامنه نداشتیم، حتی ری دایرکت هم نتونستیم بکنیم. و خوب توی اون موقع من فکر میکردم ضربه سنگینی هست ولی حالا با اون صحبتی که با اون مشاور سئومون داشتیم گفت نه، اتفاق خاصی نیفتاده به خاطر اینکه اون دامنه مارکتتون خیلی رتبة خوبی نداشت توی بحث سئو، و ما از الان به بعد خوب کارهایی میکینم که لینک سازیها روی دامنه جدیدی صورت بگیره و خوب در ادامه من دیدم واقعاً همین اتفاقه افتاد، یعنی شاید مثلاً ظرف سه ماه، چهار ماه ما به رتبههایی بسیار بهتر از آنچه که با دامنة دات مارکت داشتیم رسیدیم، یعنی به نظرم توی اون لحظه فکر میکردم ضربه خیلی سنگینه ولی بعداً که نگاه میکنم میبینم نه.
صفایی:
خوب اینجا هم عدو شد سبب خیر برای شما.
راد:
آره
صفایی:
شما توی مارکتینگ من یه جایی میون صحبتهاتون شنیدم که گفتید ما این موضوع رو برون سپاری کردیم…
راد:
آره
صفایی:
از اون طرف خوب میتونید تیم مارکتینگ رو برای حوزة سئو برای حوزة همین کمپینهایی که میخواین داشته باشین، سوشال یا حالا channel هایی که نیاز هست با کابربر ارتباط داشته باشیم اینهارو داخلی داشته باشیم، in house باشن این تیمها، چرا به سمت out source رفتین؟ و اگر out source رو مثلاً برون سپاری رو استراتژیه درستی میدونین چرا سمت پشتیبانی اینکارو نکردین، اون سمت داشتین به صورت بالاتری نیرو میگرفتین.
راد:
عرضم خدمتتون که ببینید در خصوص مارکتینگ ما مسئلهای که داشتیم ما همیشه ورود کاربرهامون بیشتر از ظرفیتمون بود، خوب شما مارکتینگ برای چی میکنید؟ مارکتینگ برای این میکنید که در واقع کاربر بیشتری جذب بکنی دیگه، سرویست رو بیشتر عرضه بکنی. ما توی این برهه در واقع، مشکلی از این بابت نداشتیم، مشکلمون این بود که خوب من الان کاربر بیش از حد داره میاد سراغم، من باید بخش پشتیبانی رو تقویت بکنم که بتونه اول این ظرفیت فعلی رو پاسخ بده و بعد حالا افزایش ظرفیت بدم که اگر مارکتینگی صورت گرفت، بتونه پاسخگوی نیاز اون در واقع مشتریان جدید باشه. پس ما عملاً حس میکردیم که مارکتینگ عملاً توی این شرایط یک کار بیهوده هست، تا مادامی که من زیرساختم آماده نباشه برای یک پیشرفت بیش از حدی، من هرنوع سرمایه گذاری روی مارکتینگ بکنم، اشتباه هست. و خوب سئو رو هم در واقع ما وقتی تست کردیم به این شکل، دیدیم که کانال بسیار خوب و کم هزینهای هست برای ورود مشتری و دیگه شما نیازی نیست حالا بری سراغ کمپینهای عجیب و غریب، مثلاً اینفلوئنسرهای مارکتینگ و چمیدونم تبلیغات مثلاً آنلاین، یعنی توی برهه حداقل این حسه ایجاد نمیشه و رقابتم در واقع رقابتم انقده شدید نبود یعنی اون زمان، مثل الان نبود که هر ایرانی یک اکسچنج داره مثل الان واقعاً نبود و بازاره تا حدودی بکر بودو به اندازة کافی مشتریش بودو، میخوام بگم مارکتینگ توی اولویت کارهای ما نبود واسه همین انقدر درگیر قسمتهای دیگة بیزینس بودیم گفتیم این یه دونه دردسر رو فعلآً بذار، بذاریمش کنار و بهش فکر نکنیم تا زمانی که …
صفایی:
تمرکز روی پشتیبانی و عملیات باشه …
راد:
تمرکزمون بره روی بخشهای پشتیبانی و عملیاتی که باید پاسخگوی نیاز مشتریها باشه،
صفایی:
خوب برون سپاریه عملیات چی؟ اون گزینة .. اصلاً به این گزینه فکر کردین
راد:
آهان در مورد برون سپاریه پشتیبانی، اونموقع حقیقتاً من نمیدونستم همچین سرویسی وجود داره، شاید اگر میدونستم حتماً اینکارو میکردم، الان این رو داریم ما، الان بخش عملیاتی پشتیبانی یه قسمت کوچیکیش برون سپاری میشه، ولی اونموقع من نمیدونستم اصلاً همچین سرویسی هم وجود داره، شاید اگر میدونستم میرفتم …
صفایی:
توی اون برهه کمکتون میکرد اگر میدونستید.
راد:
حتماً کمک میکرد ولی خوب یه نکتهای هم داشت، ما اونموقع خود سیستم بک آفیس رو هم در حال در واقع اصلاحات ساختار بودیم، برای اینکه این بتونه به نوعی طراحی بشه، که به تعداد زیاد پشتیبان سرویس بده و از یک طرف دیگه هم خوب حساسیت دیتاهای مشتریها و چالشهایی که توی دادن دسترسی به third party وجود داره و این کنترلی که شما روش نداری، اینا همه باعث میشد که برون سپاری کردن توی پشتیبانی انقدرم گزینة راحتی نباشه به نظرم.
صفایی:
بریم جلو، اینکه الان کجا ایستادیم، تا برگردیم شروع سال 99 رو صحبت بکینم. الان نوبیتکس چند نفره؟ در چه جایگاهیه؟ سهم بازاراش هرچی رو میتونید بگید.
راد:
نوبیتکس الان به حمدالله حدود 200 نفر پرسنل داره و بدون اغراق میتونم بگم الان بزرگترین بازار رمز ارز ایران هست از نظر حجم مبادلات و تعداد کاربرها، چیزی حدود الان ما 3200 هزار نفر کاربر ثبت نامی داریم و به لحاظ سهم بازار هم دقیق نمیتونم بگم خدمتتون چقدر هست ولی آخرین برآوردهامون حول و حوش 60 درصد بود.
صفایی:
خوب به جز سرویس دیگهای اضافه شده یا همون در واقع پلتفرم اکسچنج هست …
راد:
ببین ما …
صفایی:
آیا میخواین به چه سمتی برین؟
راد:
ما طبیعتاً دوست داریم خوب سرویسهای جانبی داشته باشیم کنار اکسچنج، خیلی از اونها integrate میشن با خود همین محصول، از سرویسهای شما لیزینگ و وام دهی و چیزهایی مثل این در نظر بگیرید که کاملاً با خود اکسچنج در واقع integrate میشه و یکسری سرویسهایی هم میشه تعریف کرد که کاملآً مستقل از محصول فعلی به کار خودشون ادامه بدن. یکی از اولین محصولاتی که ما سعی کردیم به صورت مستقل develop اش بکنیم و تا حدود خیلی خوبی هم جلو رفت، درگاه پرداخت کریپتوئی بود که یکی از کاربردهای خیلی خیلی در واقع جالب رمز ارزها هست، برای دریافت وجه که به خصوص به درد استارتاپها و کسب و کارهایی میخوره که با مشتریه خارجی سروکار دارند. به دلالیل ما این پروژه رو اون زمان، شاید بگم 2 سال پیش این پروژه رو شروع کردیم، به نتیجه هم رسوندیم، ما اونجا متوقفش کردیم، دلیلش این بود که ما در محصول اصلی مشکل نیروی فنی داشتیم و همینطور نیروهای عملیاتی و دیدیم که تمرکزمون رو بذاریم روی این محصول و این رو رشد بدیم بهتر است تا اینکه بخوایم ذهنمون رو درگیر اون محصول قبلی کنیم، چون برای اون تیمی وجود نداشت تیم مستقلی ولی الان خدارو شکر در واقع ساختارهای مختلفمون، بخشهای مختلفمون، تیمهامون به یک stability رسیده و به یک قوامی رسیده که میشه حالا به توسعة محصولات جدید از طریق تشکیل در واقع تیمهای مستقل فکر کرد. ما هم الان در نقطهای هستیم که میتونیم سرمایه گذاری بکنیم، یعنی تجربش رو هم داشتیم که روی کسب و کارها، محصولاتی که مرتبط هستند به خودمون یا در واقع توی فضای رمز ارزها فعالیت میکنند، توی حالا بعضی از در واقع event های استارتاپی شرکت کردیم و تا الان توی دوتا استارتاپ قرارداد سرمایه گذاری داریم. بخشی از در واقع توسعه فعالیتمون به این شکل خواهد بود یعنی سرمایه گذاری و در واقع حضور به عنوان سرمایه گذار در تیمهای خوب و بخشی دیگه از محصولات هم که به خصوص محصولاتی که قابلیت integration داشته باشند یا تکمیل کنندة زنجیره ارزیشون باشن سعی میکنیم که تیمهاشو مستقلاً و به صورت بیزینس داخلی تشکیل بدیم.
بخش دوم
صفایی:
سال 99 بودیم، شروع 99…
راد:
کرونا شد دیگه، یکی از بدترین در واقع عیدهایی که ما داشتیم به لحاظ شخصی و ولی خوب به لحاظ بیزینسی خیلی خوب بود، توی اون سالی که کرونا شد، هم بیت کوئین به شدت ریخت، بازار رمز ارزها نوسانات خیلی شدیدی داد و همین باعث شد که آدمهای زیادی هجوم بیارن به این بازار و من به جرأت میتونم بگم تمام اون 14 روز تعطیلات نوروز رو هیچکس مرخصی نبود تقریباً یعنی ممنوعه در واقع تیم اصلی که حالا تیم عملیاتی و پشتیبانیمون بودن همة بچهها شبانه روز داشتند کار میکردند برای اینکه بتونیم سرویس بدیم به کاربرهامون توی اون ایام و کسایی که میخواستند به هرحال، از این فرصت پیش اومده توی بازار استفاده بکنند. اوایل سال 99 تقریباً اینجوری شروع شد و در ادامه هم خوب با شرایط جدید کرونا، عملاً ما با یک وضعیت کاملاً تجربه نشده روبرو شدیم و خوب جذب نیرو و اصلاً چی میگن، ساختن تیمها خودش توی هالهای از ابهام رفته بود و …
صفایی:
حالا چالش رعایت بهداشت و دور کاری هم اضافه شده بود
راد:
دقیقاً، تیم ورک که قرنطینه کامل بود بعضی از زمانها، و اصلاً بچههای دیگه همدیگه رو نمیدیدند، حالا فکر کن توی این شرایط شما میخواید نیرویی هم جذب بکنید و این نیرو توی تیم جدید ورود بکنه. ما سال 99 یکی از مهمترین کارهایی که انجام دادیم این بود که تقویت ساختار تیم پشتیبانی بود. همین مدیر پشتیبانیمون عوض شد، کسی اومد اضافه شد بهمون که سابقة اجراییه خیلی بالایی داشت و خیلی سریع تونست تیم رو ساختار بده و بهینه اش بکنه، چون یکی از ایدهآلهای کاربران ما اون موقع این بود که خوب پشتیبانی در مقاطعی، آره دیر جواب میده و خوب دلیلش هم این بود که همیشه میزان تقاضای ما بیش از اون ظرفیت ما برای جذب و ساختن تیم پشتیبانی بود که خوب خود این پروسه، اصلاح در واقع ساختار تیم پشتیبانیه ما شاید چیزی حدود 7-6 ماه زمان برد.
صفایی:
میشه نقاط عطفش رو بگین، چون جنسش احتمالاً بهینه سازی فرآینده،
راد:
دقیقاً …
صفایی:
یک فرآیندی رو کوتاهتر کردین یا دقیقتر که مثلاً میزان پاسخگویی نصف بشه …
راد:
همش، همه مدل بوده. یعنی به نظرم یه پشتیبانیه خوب ترکیبیست از تغییرات توی محصول، یعنی شما یه جاهایی کاربر به خاطر این میاد سراغ پشتیبانی، که محصولت یه جایی خوب طراحی نشده، حالا یا ایراد فنی، باگی داره،
صفایی:
UX اش …
راد:
آره UX اش اصلاً بده، اینا خودش ورود به پشتیبانی رو زیاد میکنه، اونجا کار کردیم. روی خود فرآیندها خیلی کار شد، یعنی خوب فرآیندهای ما واقعاً شاید …
صفایی:
حضور ذهن دارین مثال بزنید؟
راد:
ببینید هر 3-2 ماه یک بار ما اصلاً شاید فرآیندهای ما تغییر میکرد. مثلاً من بخوام مثال بزنم خوب ما ثبتنام برای احراز هویتمون مثل بقیه بیزینسها نبود، خود همین پروسه احراز هویت شاید چندین بار تغییر کرد. یکی از نکاتی که مثلاً ما توی پروسة احراز هویت داشتیم این بود که همیشه با کاربر تماس میگرفتیم و مصاحبه میکردیم که ببینیم آقا چقدر با فضای کریپتو آشناست. شاید این پروسه یه چیزی حول و حوش 10-5 دقیقه طول میکشید. دلیلیش چی بود؟ دلیلش این بود که در واقع تعداد پروندههای مربوط به فیشینگ توی حوزة رمز ارزها خیلی بالا رفته بود. یعنی ما که همیشه از پلیس فتا و سیستم قضائی میترسیم، خلاصه سعی میکردیم که جلوی در واقع وقوع اینجور اتفاقات رو بگیریم. خوب اینا یکی از اون قسمتهایی بود که مثلاً خوب پروسه، پروسة طولانی بود یا در واقع باعث میشد که فرآیند کار بیش از حد طول بکشه. برای همین یکی از کارهایی که مثلاً انجام شد همین خود بهینه کردنه این فرآینده بود. که آقا چه سئوالاتی پرسیده بشه، توی چند دقیقه در واقع، مدت زمانش کوتاهتر بشه که ما به اون هدفمون برسیم،
صفایی:
یعنی یه اسکریپتی آماده کردین که فقط اینو بپرسیمو و زیر 2 دقیقه باید تمومش کنیم.
راد:
دقیقاً آفرین، دقیقاً که دقیقاً چه سئوالاتی بپرسیم و اجازه ندیم مثلاً کاربر مثلاً گفتگو رو طولانی بکنه. چون گاهاً پیش میومد مثلاً خوب به هرحال شما تماس گرفتی 2 تا سئوالم مثلاً ممکن بود راجب ترید بپرسه، راجب اینکه کدوم ارز رو بخرم؟
صفایی:
یه سیگنال بده ..
راد:
یا چطور معامله کنم؟ خوب هدف این گفتگو این نبود. کارهای از این جنس که خیلی کار سادهایه ولی خوب کمک کرد که …
صفایی:
فرآیند همشون باهم ..
راد:
خود ساختار تیم رو اینکه تیم چه شکلی باشه، یه دونه لیدر داشته باشه در واقع هر لیدر چند نفر نیرو زیر دستش باشه که کار قابل مدیریت کردن باشه و کیفیت قابل کنترل. اینا همه توی حالتی بود که ما …
صفایی:
ابزاری هم بود این وسط یا نرم افزار CRM ای تهیه کنید یا یه …
راد:
ما توی این برهه یه کار قشنگی که کردیم اومدیم یه مشاور گرفتیم حالا از یکی از استارتاپهای بزرگ، از مدیر پشتیبانیه یکی از اونها، مشاوره گرفتیم و خیلی نکات خیلی خوبی … که این اصلاً تیم پشتیبانی شما چجوری ارزیابی بکنی، چه شاخصهایی واسه ارزیابیش وجود داره، خیلی خیلی کار مفیدی بود که به ما کمک کرد واسه همین من توصیه میکنم توی هر زمینهای سعی کنید در واقع با پرداخت هزینه، مشاوره بگیرید چون شمارو میتونه چندین چی میگن؟ پله جلوتر بندازه توی کار و حالا برگردم به اون صحبتمون، در مورد ابزارها، ببینید خوب ابزار که ما استفاده میکردیم ابزار CRM ما، به اون معنا ما استفاده نمیکردیم، ما ابزار اصلی و کانال اصلی در واقع پشتیبانیمون در سال 99 سرویس چتمون بود. یعنی حتی تلفن هم ما اعلام کرده بودیم جز در مواقع اضطراری پاسخ نمیدیم، خیلی تعداد کم پاسخگوی تلفنی داشتیم.
صفایی:
چت داخلی توسعه داده بودین؟
راد:
نه کامل از یه سرویس خارجی. ابتدا یه سرویس ایرانی بود، به دلیل نقص هایی که داشت رفتیم سراغ یه سرویس خارجی که اون هم ظرفیتش تکمیل شد و اواسط 99 ما رفتیم سراغ یک سرویس دیگه که گرونتر بود. که بتونه در واقع تموم خواستههای مارو جواب بده و خوب خود این سرویسهای پشتیبانی آنلاین، خیلی از ابزارهای برای سنجش عملکرد تیم پشتیبانی رو در اختیار شما قرار داده بود. مثلاً میزان رضایت کاربر، نمیدونم در واقع میزان شاخصهای پشتیبانی مثل زمان هندلینگ تایمو، waiting time و تمام اینهارو به صورت نموداری و آماری در اختیار شما قرار میدن، این مهمترین ابزار ما بود در واقع برای ارتباط مشتریان. یعنی سیستم چت که خوب تا الان هم ما داریم از همون سرویس استفاده میکنیم ولی جا داره که خیلی بهبود پیدا بکنه به خصوص یکی از قسمتهایی که ما دوست داریم اضافه بشه بحث چت هوشمند هست با استفاده ازai ، که این سرویس فعلیمونم این قابلیت رو داره ولی هزینهاش انقدر بالاست که به صرفه نیست یعنی اگر بتونیم داخلی یه چیزی توسعه بدیم شاید به مراتب بهتر باشه.
صفایی:
خوب سال 99 ما داریم پس تمرکزمون روی بهبود فرآیند در حوزة عملیات، پشتیبانی.
راد:
بله. سال 99 یکی از طلایی ترین سالهای ما بود، فکر میکنم از نظر رشد تعداد کاربر، رشد حول و حوش 15-14 برابری رو داشتیم حداقل و از نظر حجم معاملات هم یه چیزی حول و حوش 50 برابر رشد داشتیم ما روی تمام در واقع بازارهامون.
صفایی:
کماکان اون referral برقراره؟
راد:
چی؟
صفایی:
اون referral program برقراره؟
راد:
همیشه برقرار بوده. referral program هنور متوقف نشده و عرضم خدمت شما که سال 99 خوب سالی که
صفایی:
ببخشید صحبتتون رو قطع میکنم. جایی بوده که بخواین مثلاً بخواین بگیم آقا یه کاری کنیم سرعت یکم متوقف بشه، یکم برسم چند مرحله برم جلوتر …
راد:
بله دقیقاً …
صفایی:
این لحظات خیلی پیش اومده …
راد:
خوب همین سال 99 به خاطر رشد فوق العاده سریع، ما دچار یکسری چالشهای فنی هم شدیم که خوب زیرساخت مثلاً فرض بفرمائید سرورمون پاسخگوی اون نیازه نبود، از طرفی بخشی از کدها مثلاً نیاز به بهینه سازی داشت. و اینا همه زمان میبرد، شما میبینی یک سیستمی داری که آن گوئین داره کار میکنه و حالا میخوای روش تغییرات ایجاد بکنی. همون تغییره بسیار هزینهبره، چون نمیدونی بعضی وقتها معلوم نیست چه تبعاتی ایجاد میکنه. هم از اون طرف تیمت درگیره این موضوعه، یعنی تیم جداگونهای نداری که مثلاً درگیر مسائل روزمره است، یعنی تیم جداگونهای نداری که بگی شما بیاید برید روی اون مشکل فوکوس کنید، تلاش بکنید و اونو حل بکنید. یعنی عملاً ما هیچوقت توی این شرایط نبودیم یعنی همیشه چون کمبود نیرو داشتیم به خصوص توی بخش فنی، این برای ما بسیار چالش برانگیز بود. حالا میخواستم برسم به سئوالت که آیا زمانی وجود داشته؟ بله توی تحریمها اواسط زمستان 99، ما به یه نقطهای رسیدیم که گفتیم باید سرعت در واقع ورود رو کم بکینم. چجوری کم کردیم؟ اومدیم در واقع احراز سطح دومون رو متوقف کردیم. یعنی کاربرا کماکان میتونستند ثبت نام کنند، و روی سطح حالا یک و سطح حالا ترید برند ولی به دلیل چالشهایی که توی بخش پشتیبانی داشتیم، توی بخش فنیمون به این نتیجه رسیدیم که بهتره ما فعلاً سطح دو نداشته باشیم، چون کاربرهای طح دو مثلاً دیگه واریز و برداشت رمز ارز و حجم بالاتر میتونه ترید بکنه، تمام فعالیتهارو میتونه انجام بده، این رو متوقف کردیم و فوکوس کردیم روی حل مشکلات دیگه، از سرور و نمیدونم نرمافزارو چیزای دیگه ..
صفایی:
مثلاً احتمالاً یه چیزی بوده 20-10 درصد زمان خریدین زمان بچهها رو
راد:
دقیقاً، که بتونیم حل بکنیم ولی خیلی طولانیتر از اون چیزی شد که انتظارش رو داشتیم، یعنی این توقف فنی، ثبت نام سطح دو ما شاید تا خرداد، خرداد سال 1400 طول کشید. تا کامل هم توی پشتیبانیمون آماده سازی صورت بگیره، اونجا ما اومدیم سرویس call center رو در واقع برون سپاری کردیم، یه اتفاقاتی افتاد که خداروشکر زیرساخته دیگه آماده شد و ما نمیخواستیم خوب کاربر وقتی ثبت نام میکنه میره روی سطح دو، با نارضایتی مواجه بشه، هدفمون این نبود که به هر بهایی شده کاربر رو جذب بکینم، به خاطر همین اومدیم این وقفة 4-3 ماهه رو ایجاد کردیم …
صفایی:
این تصمیم رو راحت گرفتین؟ من فکر میکنم تصمیم سختی باشه
راد:
خیلی سخته …
صفایی:
حالا نمیدونم مجدد میگیریدش؟ بگیم اگر اینکارو نمیکردیم شاید توی فشار زودتر کارشون رو انجا میدادن…
راد:
نه به نظرم تصمیم درستی بود ولی تلاش میکردیم مدت زمانش یه مقدار کوتاهتر بشه، یعنی واقعاً توی بعضی از زمانها، چارهای نیست باید تصمیمات سخت گرفت برای حل مشکلات، اگر میخواستیم با همون رویة قبلی ادامه بدیم، نارضایتیها به شدت میرفت بالا و مشکلات سیستم هم کماکان سرجاش باقی میموند، شما ناچار هستی یه جایی زمان خالی ایجاد بکنی که تیم بتونه فوکوس کنه، و بهترین تیم برای حل کردن مسائل و مشکلات همون تیمیه که خود محصول ور develop کردند و الان درگیرشن، بهترین کار اینه که تایم اونارو خالی بکنی تا اینا بتونن مشکلات رو تا یه حدی مرتفع بکنند و بعد در واقع توی این فاصله زمانی چندتا اتفاقا هم میفته، شما میاید نفرات جدید جذب میکنی و از اونطرف حالا بقیة بخشهاتم دیگه تقویت میکنی، مثلاً ما بخش پشتیبانیمون هم فرصت شد که بتونیم تقویت کنیم که بتونه پاسخگوی اون حجم تقاضا باشه.
صفایی:
بسیار خوب. توی رشد زیاده راجب سرعت جذب نیرو صحبت بکنیم. سال 99 چجوری این سرعته رو بیشترکردین و آیا رسید آخر به پایة سرعت رشد خودتون؟ یه جایی شد که بگین مثلاً …
راد:
آره خداروشکر توی بعضی از در واقع قسمتها ما سرعت رشد جذبمون خیلی بالا رفت ..
صفایی:
این فرآینده رو هم بگین چگونه بهینه کردین؟ که بتونین سرعت بیشتری، آدمهای درست در سرعتهای بیشتری جذب کنید.
راد:
خوب اینم خیلی پروسة زمانبری بود، یعنی واقعاً طول کشید چون تیم HR هم یواش یواش تشکیل شد، اول HEAD اش مشخص شد، که گفتم آقای فرمند بود بعد ایشون مثلاً یه نفر، دو نفر نیروی جونیور اضافه کرد، واقعاً 16:10 برای کار، و از ظرفیت همونها استفاده کرد، بخشی از در واقع مصاحبههای پشتیبانیه نیروهای جدید تونستند در واقع هندل بکنند، خودش تایش آزادتر شد تونست روی در واقع فرآیندها کار بکنه و به تدریج در واقع این تیم پشتیبانی، این تیم HR ما تقویت شد، حالا نفرات مرتبطتری اضافه شد ولی میتونم بگم تا پایان سال 99، طول کشید تا مثلاً ما نیروهای ارشد هم توی تیم HR جذب بکینم. چون ببینید یک مسئلهای که وجود داره در تیمهای استارتاپی که خیلی سریع جذب میکنند، ماها اونموقع employee brand نداشتیم، یعنی شما توی یک بازار کاری میخوای جذب بکنی که رقیبت مثلاً یه شرکت بزرگ 20 ساله است، یه استارتاپ مثلاً جا افتادة مثلاً 8-7 ساله است، حالا نمیخوام اسم ببرم ولی خوب شما باید با اینها رقابت بکنی برای جذب نیروهای خوب، پس توی این شرایط نیروی خوب گرفتن کار راحتی نیست، نیروی جونیور و حالا متوسط تا حدودی میشه جذب کرد ولی توی اون حالا شلوغ پلوغیه در واقع رشد استارتاپ، حتی ممکنه فضای دفتر تو، به شیکی و قشنگیه مثلاً یک استارتاپ جا افتاده خوب نباشه. اونوقت همة مشکلات رو ما سال 99 داشتیم، یعنی یه برهههایی بوده مثلاً فرض بفرمائید من و مدیر فروشمون ممکنه سر یک میز نشستیم اصلاً، خوب یا مثلاً با مدیرتون سر یک میز، به خاطر اینکه فضا نبوده، داشتیم یک فضایی رو آماده میکردیم و حالا شما فکر کنید میخواید یک نیرویی رو جذب کنید میاد توی این فضا مصاحبش میکنید. خوب نیروهایی که عملاً در نهایت از اینجا رد میشن، نیروهای بسیار خوب و وفاداری میشن، چون با یک انگیزهای اومدن جذب بشن دنبال حالا زرق و برق و چیزای دیگه نبودند ولی خوب واقعیت اینه که سخت نیرو پیدا میشه دیگه، یعنی به هرحال شما راحت نمیتونید به اون هدفهات برسی. اینا اتفاقاتی بود که به نظرم توی بخش HR …
صفایی:
چیکار کردین رو نفهمیدم.
راد:
چیکار کردیم رو که، ببین گفتم سال 99 طول کشید دیگه، یعنی تیم باید … تیم تشکیل شد، هستههای اولیة تیم ساخته شد …
صفایی:
تیم HR، تیم HR چجوری تونست سرعت رو…
راد:
سرعت … ببینید خوب با واگذاری کارها، مثلاً فرض بفرمائید تا اونروز یک نفر داشته همة مصاحبههار وانجام میداده، از اینکه یک نفر میشه مثلا مسئول بهینه کردن مثلاً مصاحبههای مربوط به پشتیبانی. وقتی یک نفر کلاً تمام تایمش رو میذاره روی اون، خوب اون پروسه خیلی بهتر و سریعتر جلو خواهد رفت و حالا میگم جزئیات خیلی زیادی داشتیم مثلاً … چون ببینید واقعیت اینکه ما تا قبلش هیچ نوع ساختاری ندشاتیم برای اون مصاحبهها و جذب نیرو، شما هر حرکت کوچیکی که انجام بدی، بهینه سازیه دیگه، یعنی تمام اینها منجر میشه به ونکه فرآیند جذب شما بیشتر بشه.
صفایی:
سرعت اضافه شدن آدمها جایی شد بگین مثلاً فضا، فرهنگی که خیلی دوسش داشتم، فضای خودمونیه قبلیمون داره تحت الشعاع قرار میگیره، نگران باشید، بچهها نگران باشن، اون خانوادهای که بودین داره …
راد:
بزرگتر میشه، راستش نه، من خودم شخصاً نه، هیچوقت این حسه دیگه بهم دست نداد، چون کماکان خوب به هرحال اون جمع دوستیه رو داشتیم، ولی خوب خوب چالشهای بزرگتری جلوی ما بود باید به اونها فکر میکردم نه به اون خاطرات و اونجور چیزها و به نظرم خیلی … نه، مقاومتی در برابر این وجود نداشت.
صفایی:
یعنی اضافه شدن آدمها یکی از ارزشهای سازمانی نبود که به نظرت داره کم رنگ میشه من میخوام
راد:
ببینید یکی از محاسنی که HR مون داشت این بود که روی اون فرهنگ کسی که جذب میشد خیلی فوکوس میکرد یعنی ما خوب، به هرحال یسری اصول ارزشهایی داشتیم و آدمهایی رو سعی میکردیم جذب بکنیم که هم اونا با ما راحت مچ بشن هم ما بتونیم راحت مچ بشیم، بنابراین ما خیلی فضای آوانگاردی نداشتیم توی در واقع پرسنلمون، که مشکل حادی خلاصه ایجاد بکنه.
صفایی:
خوب همون میگم شاید یه موقعهایی ترید آف کنین دیگه، من سرعت بالاتره نیرو رو قبول میکنم که یکم فرهنگم …
راد:
نه ما اینو خیلی ترید آف نکردیم یعنی ببین الان فرهنگ که میگم ببین من کاری حالا با اعتقادات و اینجور چیزای آدمها ندارم بحث اینه که شخصیت کاری و حرفهایه اون فرد برای من از همه چیز مهمتره، که مثلاً طرف صداقت داشته باشه، پشت کسی صحبت نکنه غیبت نکنه و کار شکنی نکنه توی کار، این چیزایی که میگم، و انگیزة لازم داشته باشه برای کار انجام دادن، اینا اون چیزایی بوده که برای من، ارزشهایی بوده که بیشتر برامون مهم بوده حالا من خیلی میگم توی دنیای شخصیه آدمها نمیخوام وارد بشم، بگیم حالا مثلاً همه یک شکل لباس بپوشن یا همه یکجور اعتقاد داشته باشن. بیشتر منظورم از نظر فرهنگ کاری بود که ما سعی کردیم آدمهایی رو جذب بکنیم که با این فرهنگه همخونی داشته باشن و موردهایی هم پیش اومده که ما خداحافظی کردیم با بعضیا.
صفایی:
بله، خوب بیایم برگردیم به سال 99 که، رشد خیلی جدی و دور از انتظاری رو احتمالاً داشتین و خیلی از آدمها دارن توی دورة دورکاری به شرکت اضافه میشن و همینطور بیایم تا سال 1400. با دور کاری چکار کردین و بعد سال 400 این روند رشد چطور اومد جلو.
راد:
با دورکاری ما حقیقت میگم خیلی کاری نتونستیم انجام بدیم که آدمها
صفایی:
ساختین باهاش ..
راد:
ساختیم، واقعاً ساختیم. حالا بعضی از تیمها یه مقدار خلاقانه تر و در واقع براساس صلاحدید خودشون عمل کردند، مثلاً توی تیم پشتیبانی حالا نوع میتینگهایی که میذاشتن طوری بود که به نوعی آدمها به همدیگه نزدیک بشن، بعضی از ایتم ها نه، از میتینگها صرفاً برای هماهنگی جلسات استفاده شده، میخوام بگم فرصتی اصلاً سال 99 پیش نیومد که ما بتونیم روی eventها، دورهمیها، کار بکنیم حالا هرچند در واقع محدود بچهها تلاشهایی کردند از ارسال پکیجها و این جور چیزها در نظر بگیر، برای اینکه تعلق آدمهارو به سازمان بیشتر بکنند ولی واقعیت اینه که اصلاً فرصت نشد، چه به لحاظ بیزینسی پیش نیومد چه به لحاظ اون شرایط کرونا فرصتی دست نداد که آدمها بهم نزدیک بشن، این یکی از چالشهای اصلیه ما بود در سال 99. و حالا برگردیم به سال خودتون، دقیقاً کدوم قسمتش براتون مسئله بود؟
صفایی:
اون تیکة اینکه من یعنی در واقع گفتید هم به فرهنگ خیلی اهمیت دادم جدی، هم با سرعت میخواستیم نیرو اضافه کنیم. من روی این ..
راد:
اینو که حالا عرض کردم خدمتتون دیگه، این عملاً اضافه شدن نیروها به ما خیلی روی فرهنگمون سعی کردیم تأثیر نگذاره یعنی آدمهایی رو جذب کنیم که به فرهنگمون ..
صفایی:
یعنی حداقل چیزی پیش نیومد که خیلی توجهتون رو جلب بکنه ..
راد:
یکی دوتا مورد خوب چیز داشتیم ولی خوب خداروشکر حل شد توی همون اوایل جذب افراد ما بودیم، کسایی رو داشتیم که از اون ضوابط کاری خارج شدند و لطماتی رو به سیستم وارد کردند ولی خوب خداروشکر مثلاً جمع شد.
صفایی:
خوب سال 400؟ روند رشد همونه یا حتی بیشتر شده؟
راد:
سال 1400 نه. اوایلش روند رشد همونه، یعنی همون تا شاید مثلاً اردیبهشت ماه، کل بازار رمز ارزها توی دنیا اصلاً این شکلی بود، خیلی خوب بود، رشد سنگین بود، ولی به تدریج رفت بازار توی رکود، نه توی ایران، بلکه توی سطح جهانی و ما شاید اولین بارهایی بود که ما داشتیم نرخ رشد منفی رو تجربه میکردیم. یعنی چی؟ یعنی اینکه رشدمون نسبت به درواقع، نرخ رشدمون نست به ماههای قبل کمتر شده بود، نه اینکه کاربر ریزش کنه، نه نرخ رشده رشد منفی داشت و خوب به نظرم کاره دیگه سخت شده بود و رقابت هم داشت شدیدتر میشد، یعنی رقبای جدیدتری اومده بودن که به نظرم خوب فضای کار رو خوب خیلی رقابتی تر و سختتر میکرد و ما همة اینهارو گذاشتیم به فال نیک. گفتیم بیایم یکم روی حالا چیزایی کاربکنیم که تا الان وقتش رو نداشتیم. بهبود فضای کار، نمیدونم رفع نقص تیمهایی که داشتیم، ایجاد زیرساختهای فنی، اینا همه کارهایی بوده که تا الان ما سعی کردیم انام بدیم چون واقعاً توی سازمان ما، گپ های زیادی برای موقعیتهای شغلی وجود داشت، که ما انقدر سرعت رشدش سریع بود هیچوقت مثلاً فرصت نکرده بودیم اینهارو پرکنیم.
صفایی:
اصلاً در واقع اولویت نبود اینها، الان که فرصتش شد میریم این آتیشهارو خاموش کنیم.
راد:
امسال آره سعی کردیم اینهارو پر کنیم، خوب تیمه بزرگ شده بود، خیلی از کارهارو میتونستیم تفویض بکنیم خوب الان دیگه فرصته ایجاد شده که ما ساختار رو یه قوامی بدیم که توی حالا انشالله بول ران بعدی بهتر پاسخگوی نیاز کاربرها باشیم. این اصلیترین کارهایی بوده که ما امسال انجام دادیم خوب شاید یه جاهایی هم باعث شده که ما عقبتر بمونیم نسبت به رقبای تازه وارد، خوب خیلی از کاربرها میتونن به ما انتقاد بکنند که چرا مثلاً فلان کوئین رو اضافه نکردین، یا نمیدونم چرا فلان فیچر رو اضافه نکردین. واقعیت اینه که شما وقتی در سایز کوچیک هستند، محصولتون کوچیکه، تعداد کاربرها کمه، جنس مسئلهاتون خیلی فرق میکنه و خوب تغییرات رو خیلی سریعتر میتونید ایجاد بکنید ولی وقتی محصوله بزرگ میشه یه تغییری که میخوای ایجاد بکنی فکر کن روی 3 میلیون تا کاربر تأثیر بذارهها، یعنی خیلی با دقت نظر بیشتر و در نتیجه کندیه زیادی کارها جلو خواهد رفت. اینا عملاً باعث شده که ما یه جاهایی خوب به نظر بیاد که جا بمونیم نسبت به رقبا ولی خبرهای خوبی انشالله در راه خواهد بود که چون ما ظرفیتی رو ایجاد کردیم به این کاربرها، روی بیس این ظرفیته حالا میتونیم فیچرهایی رو ایجاد بکنیم که بتونه در واقع اون خواستههای کاربرانمون رو که تا الان داشتند رو پاسخ بدیم.
صفایی:
بحث جای خوبی رسید، سئوال بعدی هم در واقع همین بود که ما توی این مسیره، یسری فیچر احتمالاً کاربر درخواست میکنه، یسری فیچر خودتون در نظرتون میرسه، فیچری که شکست خورده ی داشتین؟ یا چه فیچرهایی به نظرتون به درستی در زمان درست بهش گفتین نه، انجامش ندادین.
راد:
عرضم خدمت شما که فیچر شکست خورده، اگه بخوام مثال بزنم شاید مثلاً ما یک بات تلگرامی داشتیم که نمیگم شکست خورده است ولی الان به نوعی درو اقع ..
صفایی:
همین که انتظار مارو ..
راد:
الان در واقع کمتر ازش استفاده میشه حالا البته به دلایلی ولی واقعیت اینه که ما توی ذهن خودم فیچری نمیبینم که بگم شکست خورده یعنی کاربرها ازش استفاده نکردن، نه واقعاً همچین چیزی رو الان توی ذهنم نیست، یعنی ما همیشه سعی کردیم فیچرهارو در واقع نوعی فیلتر بکنیم که به درد کاربر بخوره یعنی ببینیم نمونههای مختلف رو ببینیم هم توی سطح دنیا هم با نظرسنجی داخل ایران، چیزی رو اضافه بکنیم که واقعاً به کار کاربر بیاد.
صفایی:
و از اون ور چیزی بوده که تقاضاش زیاد بوده نخواستین وارد شین؟ احتمالاً درگاه پرداخت بوده که مثال زدین.
راد:
حالا به غیر از اون بخوام یه مثال دیگه بزنم، مثلاً برخی از کوئین ها بوده که ما مقاومت داشتیم در برابر اضافه کردنش، اینکه یه شبکه، کوئین خاصی رو صرفاً به خاطر اینکه آدمها توی دنیا دارن میخرن و ما چون اعتقادی به تیم فنیشو محصولش نداشتیم، اضافه نکردیم. البته توی یک مورد تسلیم شدیم در برابر خواست کاربران، اونم کوئین شیب بود، چون دیدیم واقعاً جزو یکی از خواستههای اصلی کل کاربران هست، حالا به هر دلیلی در واقع این ارز در دنیا داره محبوب میشه و خوب تیم فنیشم road map رو اصلاح کرده بود و این باعث شد که ما اون ارز رو در نهایت اضافه کنیم.
صفایی:
خوب بریم دربارة احتمالاً شاید چالشهایی که با بانک مرکزی داشتین تا حدی گفتین، مرکز توسعه تجارت الکترونیکی شاید یکمی نمیدونم حس میکنم ادارة دارایی باید سراغتون بیاد، نوع مالیاتی که باید بدید احتمالاً خیلی شفاف و مشخص نیست. حدس منه.
راد:
آره، حالا اول از ..
صفایی:
شاید به بعضی از کسب و کارها کمک کنید که از طریق دیگری پول بگیرید که مالیاتش رو ندن.
راد:
ببینید از نظر دریافت مالیات خوب نه ما قوانین مالیاتیمون کاملاً شفافه.
صفایی:
خودتون مالیات درستی دارین میدین که متناسب مدل کسب و کار ..
راد:
بله، ببین ما یه قانون مالیاتهای مستقیم داریم، یه مالیات بر درآمد و همینطور مالیات بر ارزش افزوده، فرقی نمیکنه که شما چه کسب و کاری داشته باشی، اکسچنج باشی، نمیدونم سوپر مارکت باشی، براساس همون قانون باید مالیات رو پرداخت کنی، یه درصدی از درآمد سالیانتون رو به عنوان مالیات به دولت پرداخت بکنیم و از این نظر ما هیچ فرقی با سایر کسب و کارها نداریم. مسئله روی ارزیابی درآمدهای مالیاتی هست، که اونجا در حد قانون نیست، در حد چهارچوب و بخشنامه و اینجور چیزهاست که اونا باید در آینده مشخص بشه. خوب بنابراین ما در حوزة مالیات به نظرم خیلی چلنج آنچنانی نداریم. حسابرسی شدیم، بعضی از خود ما هنوز رسیدگی در واقع جدیدمون هنوز انجام نشده ولی خوب از کسب و کارهای مشابه ما بودن که شدند آره، مثل هر کسب و کار دیگهای. پس بنابراین به نظرم برای حالا ما خیلی الان مالیاته دغدغة آنچنانی نیست، شاید برای کاربرها سئوال باشه یا کسایی که خرید و فروش رمز ارزهارو شخصاً انجام میدن، چون به هرحال ممکنه حسابشون گردشهای زیادی بخوره، اینا براشون بیشتر مسئله هست، چون در قالب شرکتی نیستند، اینها بیشتر دغدغه دارند که برای این هم ما فعلآً هنوز قانون نداریم، این تیکه هست که به نظرم ..
صفایی:
بالاخره گردششون بالا میره ..
راد:
و اینکه چقدر مثلاً مالیات بر اونها، از اون گردش رو به عنوان درآمد حساب میکنه، چه میزان براشون مالیات میبنده، این دغدغة اصلیه خیلی از کسایی هست که تیو این فضا فعالن، ولی شرکتها به نظر میاد تا زمانی که اون دفاتر مالی داشته باشن، در واقع صورتهای مالی درست ..
صفایی:
توی اون حوزه هم فکر کنم باید یا مشورت جدی گرفته باشین یا خودتون تخصص داشتین یا حداقل ..
راد:
توی حوزة مالی؟ نه توی حوزة مالی خوب طبیعتاً از خیلی از آدمها خیلی سعی کردیم با توجه به نو بودن فضا، استفاده بکنیم و هنوزم به نظرم باز جا داره که در سالهای آینده هم ..
صفایی:
فکرکنم یه سند اشتباهی مثلاً ممکنه کل درآمد رو …
راد:
اصلاً اینکه شما خود رمز ارزهارو چجوری توی صورتهای مالی نشون بدیمو اینها همه اینها مسئله است که به نظرم ما هنوزم به جمعبندی نرسیدیم، حالا فعلآً به یک راه حلهای موقتی رسیدیم ولی باید برای اینها هم در آینده حتماً
صفایی:
امروز چالشهایی که امروز دارین، چیا میتونه باشه؟ با حالا نهادهای قانونیه مختلف ..
راد:
ببین به لحاظ داخلی خوب مهمترین چالشی که کسب و کارهای رمز ارزی دارن و هنوز هم روی زمین مونده، همون بحث تنظیمگری و رگولاتوری هست. که خوب در موردش صحبت زیاد میشه، یعنی یک روز مجلس ورود پیدا میکنه، یک روز در واقع بانک مرکزی ورود پیدا میکنه، ولی به نظرم هنوز اقدامهای جدی در موردش صورت نگرفته و حالا اتفاقی که اخیراً افتاد یک متولی برای این موضوع در دستگاه دولت مشخص شد، معاون اختصاصیه رئیس جمهور، آقای محسن رضایی متولیه حوزة رمز ارزها شدند و خوب تا اونجایی که من در جریان هستم، طرحی رو هم آماده کردن که خوبه که حتماً با بخش خصوصی به اشتراک گذاشته بشه، نظرات جمع آوری بشه و به یک جمعبندی رسیده بشه که در نهایت در نتیجة ما تنظیمگری هم کنترل ریسکهارو داشته باشیم، هم رفع دغدغههارو داشته باشیم، هم طوری نباشه که در واقع ترمز رشد بشه و فرصتهارو از کشور ما بگیره، یعنی یه تنظیمگری که واقعاً هوشمندانه باشه. این نیازمند به نظرم تعامل جدیه حاکمیت و بخش خصوصی هست و امیدواریم حالا انشالله خروجی اون کاره چیز خوبی بشه. این یک موضوع هست، موضوع بعدی که میخوام بهش اشاره بکنم، موضوعیه که گریبانگیره نه فقط ما، کلیة استارتاپها و کسب و کارهایی هست که توی فضای نوآورانه کار میکنند و اون هم بحث ای نماد اجباری هست که خوب اخیراً در موردش حواشی و حرف و حدیثهای زیادی به وجود اومده، و خوشبختانه خود در واقع نمایندهها، بخش عمدهای از نمایندهها و همینطور در داخل دولت بخشی از در واقع دولت هم با اجباری شدن ای نماد و تبدیل شدن اون به مجوز، برای شروع یک کسب و کار به شدت مخالف هستند. و یکی از جاهایی که به نظر من میتواند جایگزین ای نماد باشه، برای سهولت ایجاد کسب و کار و در عین حال شناساییه کسب و کارها، پنجره واحد کسب و کارهاست که یا همون G for B که در واقع ذیل وزارت اقتصاد فعالیت میکنه، این بسیار جای مناسبتری هست برای در واقع شناساییه کسب و کارها، ما دریافت درگاه رو منوط به دریافت یک مجوزی که نه اعتمادی ایجاد میکنه، نه حالا در واقع کارکرد خاصی داره، و نه پاسخگویی داره به نام ای نماد در واقع دریافت درگاه منوط به این نکنیم.
صفایی:
بسیار خوب. شخص بنیان گذاره یک کسب و کار که مسیر مقیاس پذیریش رو داره کار میکنه، به نظرت روی چه چیزهاییش باید تمرکز کنه، چه مهارتهای شخصیش رو باید بهتر بکنه؟ میخوام بگم توسعة شخصی همگام با توسعة سازمان چجوری باید همگام باشه؟
راد:
ببین اولین چیزی که باید یاد گرفت اینه که تعادل توی زندگی ایجاد کرد. یعنی اون رشد و سرعت بالا اینها باعث میشه شما یه دفعه تمام شبانه روزت درگیر کار باشه، و از خیلی از چیزها غافل بشی، از خودت بگیر تا حالا شاید سلامتت، چه اینکه در واقع چی هستی کجا هستی، چه در واقع روابط شخصی، دوستانه و روابط زندگیه شخصیت، اینا همه تحت الشعاع قرار میگیریه، این به نظرم نیازمنده اینه که اون در واقع صاحبان کسب و کار یاد بگیرن توی زندگی و بین کار و در واقع زندگیه شخصی یک توازنی رو ایجاد بکنند.
صفایی:
اینو الان دارین میگین که خرتون از پل گذشت یا مثلاً توی طول مسیر ..
راد:
اینم نکته مهمیه ولی واقعاً شاید توی اون زمان هم مثلاً بشه در واقع با برنامه ریزیه بهتر، تفکیک رو تا حدودی ایجاد بکنید. واقعاً نمیشهها، واقعاً یه اهایی شما ببینید جایگزینی برای خودت نداری نصف شبم باید بلند شی و مشکلات مربوط به کسب و کارت رو حل بکنی. توی سفری، نمیتونی بگی من گوشیم رو خاموش میکنم، یعنی به خصوص کسایی که در توی اون در واقع جایگاه فاندر و نفرات اصلیه کسب و کار قرار میگیرند اصلاً هیچ زمانی دیگه نمیتونن گوشی رو خاموش بکنند، یعنی حداقل ما که توی این چند ساله زندگیمون همین شکلی بوده، ولیکن باز با وجود همة اینها آدم به نظرم میتونه تایمهای مشخصی رو برای زندگیه شخصی اختصاص بده که لطمه ایجاد نشه چون رشد اینجا نباید نتیجش بشه آسیب دیدن توی زندگیه شخصی، این به نظرم یه نکتة بسیار مهمه که باید صاحبان کسب و کار حتماً بهش توجه داشته باشند و یه مهارتی که بسیار مهمه در واقع ما توی کسب و کار یاد بگیریم اینه که بتونیم راحتتر اعتماد بکنیم و تفویض بکنیم. اینو شاید من طول کشید تا در واقع یاد بگیرم، من هنوزم باید خیلی روش کار بکنم، و سخته، یعنی شما خیلی جاها نمیتونی کارهارو به دیگران واگذار بکنی، توی حالت بد و اکستریمش اینجوریه که شما میگی من خودم اینکارو بلدم خودم بهتر انجام بدم، چرا بدم به یکی که مثلاً 10 بار طول میکشه تا کاره رو یاد بگیره، ولی نکتهاش اینه که تا مادامی که شما اینکارو نکنی، اون آدم نمیتونه یاد بگیره، یعنی باید بهش فرصت رو بدی تا بتونه اشتباه بکنه و یاد بگیره، اینم به نظرم یکی از اون جنبههای خیلی مهمیه که، مهارتهای خیلی مهمیه که 40:24 باید توش تمرکز بکنند و به نظرم ..
صفایی:
تعادل ..
راد:
تعادل ..
صفایی:
تفویض
راد:
تفویض و .. به لحاظ رشد شخصی میگم باید حتماً یه زمانی رو اختصاص بدن به یاد گرفتن مهارتهای مربوط به رهبری و soft skill و چیزهای دیگه. یعنی درگیر جزئیات کسب و کار که میشی، از جلسات مختلف درون سازمان و نمیدونم جلسات بیرون از سازمان، غافل میشیم گاهی از این موضوع که باید وقت بذاریم برای آموزش خودمون، به نظرم زمان گذاشتن برای آموزش خودمون، حالا چه از طریق مطالعه، چه حضور در کارگاهها، اینها چیزهایی که به نظرم باید براش حتماً وقت گذاشته بشه.
صفایی:
من یه کسب و کاری هستم که MVP ام رو وارد بازار کردم الان، یک محصولی دارم، سعی میکنه که حداقل ارزشهایی رو که توی ذهنم بود رو برسونه، با کلی معایبی که خودم میدونم محصول کامل نیست و اینها، میخوام یک، دو، سه گام به گام نظر شما راجب اینکه برسه به یک سطح اسکیل خوبی، گام به گام باید چیکار بکنه، اصلاً این مسیره آیا یک مسیر مشخص توی ذهنت هست؟ یا هرچی بار بخوره باید سعی بکنیم در لحظه تصمیم درست بگیریم؟
راد:
ببین واقعیت اینه که حالا به ویژه توی کشور ما، پیش بینی کردن مسیر ازابتدا کار راحتی نیست. یعنی واقعاً من نمیتونم بگم پیش بینیهایی که ما از اون ابتدا میکردیم چقدرش غلط از آب در اومد، ما شاید برای کسب و کار خودمون به طور مثال یه بیزینس پلنی رو پیش بینی کرده بودیم سال اول انقدر رشد میکنیم، سال دوم انقدر، به جرأت میتونم بگم واقعیت با اونچه که ما پیش بینی کرده بودیم خطا داشت، خوبهها، پیش بینی کردن خوبه، برای اینکه شما بدونی بالاخره این ایده پتانسیل داره یا نه، اتفاقاً توی پیش بینی کردن شما باید بدبینانه عمل بکنی، سخت گیرانه عمل بکنی، برای اینکه بگی من در بدترین حالت توی کجا قرار میگیرم. اینا مهم هست، بنابراین من بخوام حالا سئوالت رو خلاصه بگم پس مسیر رو نمیشه از ابتدا کامل همه چیزش رو پیش بینی کرد، یعنی اینکه حتی من چندتا نیرو ممکنه داشته باشم یعنی ما شاید واقعاً هیچ ذهنیتی اصلاً راجب پشتیبانی نداشتیم وقتی، اون موقع که میخواستیم مثلاً ساختار سازمانی دربیاریمو بگیم چند نفر پرسنل خواهیم داشت، اصلاً من فکر نمیکردم کارهای پشتیبانی به چه نقطهای خواهد رسید. پس خیلی از در واقع تصمیمات، و کارها، در در واقع طول مسیر مشخص میشه یعنی اصلاً ویژگیه به نظرم یک استارتاپ و یک بیزینسی که دینامیک هست و پویا هست اینه که دائم داره شرایط محیط عوض میشه، تو باید خودت رو وفق بدی با اون شرایط و باید هی دائم تصمیماتت رو آپدیت بکنی. پس بنابراین اینجا اصلاً توی کسب و کارهای نوپا، صحبت کردن از استراتژیهای چندساله و نمیدونم برنامه بلندمدت 5 ساله و اینها، خیلی به نظرم کار درستی نمیتونه باشه و برای اینکه حالا یک MBP رو به نظرم به نقطة خوبی برسونی مهمتر از همه اینه که آقا ما ببینیم آیا اون ایده پتانسیلهای لازمه رو داره یا نه، باید اینا سنجیده بشه به نظر من، اینکه مثلاً آقا در نهایت بازارش مثلاً چقدر خواهد وبد یا اینکه مثلاً بازار چقدر اقبال نشون میده به یه همچین سرویس، اگر سرویس جدیدی باشه ..
صفایی:
به فرض اینکه MVP بازخورد خوبی داشت چیکار کنم؟
راد:
اگه بازخورد خوبی داشت، طبیعتاً بایستی بعد ازا ینکه در واقع جذب سرمایه هم انجام شد، بابستی استپ بعدی برای رشد بیزینس سنجیده بشه، خوب من الان یک محصول ساختم طبیعتاً باید برم سراغ جذب مشتریه بیشتر دیگه، باید برای خودم تارگت بذارم، باید بگم من میخوام تا 6 ماهه آینده، 3 ماه آینده، یکسال آینده از نظر تعداد در واقع customer رو، میزان فروش، باید یسری شاخص برای خودم تعریف بکنم و روی اینها برای خودم تارگت بذارم، بعد از اینکه تارگتهام مشخص شد حالا میام در واقع استراتژیهامو درمیارم توی قسمتهای مختلف، حالا نمیدونم برنامة مارکتینگم مثلاً مشخص باشه، ممکنه مثل کاری که ما کردیم بریم سراغ رفرال مارکت، نیازی به تیم مارکتینگ نداشته باشیم تا مدتها، و واقعیت هم همینه، تیم مارکتینگ لزومی نداره از همون ابتدای کار شکل بگیره، مگر اینکه یک بیزینس فوق العاده رقابتی باشه، که اصلاً اونجا به نظرم دیگه جای استارتاپی نیست. بعد باید براساس اون تارگتها بیام حالا برنامه دربیارم و شروع کنم به جذب آدمهای به درد بخور به خصوص من توصیه میکنم که حالا اوائل کار، جذب نیرو توسط خود فاندرها انجام میشه، ولی از یه جایی به بعد برای توسعة تیم من، همونطور که گفتم باید یک فرد رو با رول منابع انسانی برای اینکار اختصاص بدیم چون واقعاً یک جزء، یک المان حیاتی هست توی هر سازمانی که فاندر و مدیرعامل نمیتونه حمزمان حواسش به تمام در واقع جنبههای کسب و کار از جمله حوزة ظریف منابع انسانی باشه و اینم یکی از اون پارامترهاییه که به نظرم برای موفقیت یک سازمان مهمه یعنی بخصوص توی مراحل اولیه، حالا من میخوام یه نکتهای بشگم که خیلی سریع باشه، جذب آدمهایی که مشتاق باشن، مستقل باشن، بتونن در واقع تیم شمارو گسترش بدن، این مهمترین کاریه که باید یک در واقع فاندر انجام بده یعنی اضافه کردن آدمهای در واقع قوی به تیم. که اینها خودشون میتونن بعد برای شما تیمهای بهتر از قبل رو بسازند.
صفایی:
جذب منابع شامل سرمایه و نیروی انسانی با اشتیاقی که گفتین به اضافة اون استراتژیها، این اون چیزیه که من فهمیدم.
راد:
دقیقاً، ما اگر بخوایم خلاصه کنیم این سه تا مورد رو من به ذهنم میرسه
صفایی:
یه چیزی هم این وسط من فراموش کردم بپرسم، شما یه جذب سرمایه داشتین گفتین که همون شخصی بود دیگه ادامه نداشت؟
راد:
نه اصلاً جذاب سرمایه نداشتیم…
صفایی:
درآمد خودتون، برنامهای هم ندارین ..
راد:
عرضم خدمتتون که فعلاً برنامة جدی نداریم ولی اینطوری هم نیستش که در واقع حالا ..
صفایی:
برای توسعه به صورت بالاتر ..
راد:
ببینید الان ما بحثمون سرعت و توسعه و اینها نیست، یعنی ممکنه مقیاسه اصلاً تهش مثلا توی ایران فعلاً همین باشه، شاید الان سرمایه هم حتی کمکی بهمون نکنه، منتها از نظر اینکه ممکنه نوع بیزینس عوض بشه یا بخواد گسترش پیدا کنه به خارج از ایران، اونجا ممکنه جایی باشه که سرمایه مورد نیازه
صفایی:
که برنامشو دارین، خارج از ایران رو
راد:
بله بله
صفایی:
خوب مچکر از وقتی که گذاشتین، به نظر من که خیلی مفید شد
راد:
خداروشکر الحمدالله
صفایی:
کلام آخر اگر نکتهای هست که فکر میکنید برای مخاطبهای ما که حداقل در فصل اول احتمالاً کسایی هستند که وارد فضای استارتاپی شدند دیگه، پاشون خیس شده ..
راد:
ببینید من تنها توصیهای که دارم به کسایی که وارد فضای در واقع استارتاپی میشن اینه که به خصوص کسایی که توی سنین پائینتر هستند، از فرصت استفاده کنند و از تجربه کردن چیزهای جدید نترسن ولی از یه جایی به بعد دیگه باید مسیر خودشون رو مشخص بکنند اگر تا الان چمیدونم 10 تا استارتاپ رو شروع کردن و همش با شکست مواجه شده و طبیعتاً یک جای کار میلنگه، یا اون آدم مناسب استارتاپ نیست، همة آدمها که نباید صاحب استارتاپ باشن، یا اینکه به خوبی از تجربیات قبلیشون درس نگرفتند ولی من توصیم اینه که فضای استارتاپی خیلی خوبه، خیلی چیزا به آدم اضافه میکنه، یعنی شما مهارتهایی رو یاد میگیری که شاید مثلاً بهتون گفتم توی محیط سنتی، مثلاً مثل فضای دنیای مهندسی یا مثلاً صنعت سنتی هیچوقت اون چیزهارو یاد نگیرید ولی من تیمهای خیلی خیلی زیادی رو دیدم کنار ما بودن، همه در یک مجموعه کار میکردیم که الان دیگه وجود ندارند. پس در عین حالی که خیلی فضایی میتونه در واقع با رشد بالایی باشه، ولی باید در نظر بگیریم که میتواند در واقع ریزش هم داشته باشد، شاید 90 درصد مثلاً کسانی که تیمهایی که در حوزة استارتاپی تشکیل میشن به دلیلی با شکست مواجه میشن، هرچند شکسته واقعاً چیزی نیستش که بگم پایان دنیاست همانطور که برای خود ما هم خیلی از اتفاقات شکست بوده ولیکن باید زمانش باید به نظر من محدود نباید .. من آدمهایی رو دیدم که میگم توی سن 45 سالگی 50 سالگی تازه دارن، هنوز دارن توی فضای استارتاپی سیر میکنند و هنوزم هیچ محصول موفقی ندارند، مواظب باشین که به اون نقطه نرسید به نظرم. تنها توصیهای که میتونم بهشون بکنم اینه.
صفایی:
ممنون
راد:
قربون شما مرسی از شما که این برنامة خوب رو تهیه کردین
صفایی:
دستتون درد نکنه، مچکرم که وقتتون رو در اختیار ما قرار دادین
راد:
خواهش میکنم، خدانگهدار شما.
اپیزودهای مرتبط
- رشد صرافی تبدیل در بحران؛ گفتوگو با مسعود ملکمحمدی
- طراحی محصول و رگولاتوری در والکس؛ بردیا سیداحمدنیا
برای شنیدن گفتوگوهای بیشتر با مدیران و بنیانگذاران ایرانی، به پادکست کسبوکاری شعاع سر بزنید.
ادامه بشنوید
