برخی از مهمانان پادکست شعاع که کارآفرینان و مدیران عامل ایرانی هستند در گفتگوهایی از تنظیمگری گفتهاند که تجمیع آنها را در این مقاله میخوانید.
رگولاتوری همان تنظیمگری که این روزها از زبان کارآفرینان و فعلان صنفی بخش خصوصی میشنویم، صدای درخواستی است از حاکمیت و تصمیمگیران که بیشتر به سمت تنظیمگری بروند تا دخالت. اینها با هم تفاوت جدی دارند. درخواست از دولت تنظیمگری است و تنظیمگری هم حتما بر مبنای حفظ منافع ساختار سودآوری بخش خصوصی است تا بتوان از آنها مالیات را بهتر و راحتتر گرفت و سود بیشتری برای دولت ساخت.
رگولاتوری؛ ترمز رشد یا شرط اعتماد؟
بحث رگولاتوری در اکوسیستم دیجیتال ایران معمولاً به دو روایت ساده تقلیل پیدا میکند. در روایت اول، تنظیمگر مانعی در برابر نوآوری است؛ در روایت دوم، هر مقرراتی برای حفظ حقوق مردم ضروری تلقی میشود. اما تجربه مدیرانی که در بازارهای واقعی فعالیت کردهاند، تصویر پیچیدهتری نشان میدهد.
در سه گفتوگوی شعاع کست با محسن ابوالفتحی، همبنیانگذار و مدیرعامل طلاین؛ رضا خانکی، مدیرعامل ازکیسرمایه؛ و صادق محمدی، مدیرعامل مدیانا، با سه صنعت متفاوت روبهرو میشویم: طلای آنلاین، خدمات مالی و بازار پیامک. این سه صنعت از نظر محصول و مشتری متفاوتاند، اما یک مسئله مشترک دارند: اعتماد عمومی بدون نظارت پایدار نمیماند، ولی نظارت مبهم و پیشبینیناپذیر نیز میتواند رشد بازار را متوقف کند.
تجربه طلاین: وقتی رشد سریع، تنظیمگر را وارد میدان میکند
پلتفرمهای آنلاین طلا در سال ۱۴۰۳ رشد سریعی را تجربه کردند. افزایش تقاضا برای حفظ ارزش پول، دسترسی سادهتر به خرید طلا و امکان معامله با مبالغ پایین، این بازار را برای کاربران جذاب کرد. اما هرچه بازار بزرگتر شد، پرسشهای جدیتری هم مطرح شد: طلای فروختهشده کجا نگهداری میشود؟ موجودی پلتفرم چگونه راستیآزمایی میشود؟ مسئولیت تحویل و تسویه با چه نهادی است؟ و اگر یک پلتفرم از بازار خارج شود، دارایی کاربران چه سرنوشتی پیدا میکند؟
در بخش دوم گفتوگو با محسن ابوالفتحی، ورود بانک مرکزی و «ترمز» ایجادشده برای صنعت پلتفرمهای طلا یکی از محورهای اصلی بحث است. اهمیت این تجربه در آن است که رشد بازار پیش از تثبیت قواعد اتفاق افتاد. در چنین شرایطی، تنظیمگر معمولاً زمانی وارد میشود که ریسک دیگر فرضی نیست و تعداد زیادی کاربر درگیر شدهاند.
از این گفتوگو میتوان یک نتیجه مدیریتی گرفت: کسبوکاری که دارایی مردم را نگهداری یا جابهجا میکند، نباید تطبیق با مقررات را کاری برای آینده بداند. شفافیت درباره مالکیت دارایی، سازوکار نگهداری، تسویه، تحویل و حسابرسی باید از ابتدا بخشی از طراحی محصول باشد. مسئله فقط گرفتن یک مجوز نیست؛ مسئله ساختن زیرساخت اعتماد پیش از مداخله ناگهانی تنظیمگر است.
تجربه ازکیسرمایه: ساخت محصول در فضای مهآلود مجوزها
در صنعت مالی، مقررات از حاشیه کسبوکار وارد هسته محصول میشود. رضا خانکی در گفتوگوی خود درباره راهاندازی یک استارتاپ مالی در فضای مهآلود اقتصادی و رگولاتوری ایران صحبت میکند. مجوزهای لازم، سازوکار قانونگذاری و نظارت سازمان بورس و فرایند جذب سرمایه، مستقیماً تعیین میکنند یک محصول چه خدماتی میتواند ارائه دهد و با چه سرعتی توسعه پیدا کند.
این تجربه با بازار طلای آنلاین یک تفاوت مهم دارد. در پلتفرم طلا، رشد سریع بازار توجه تنظیمگر را تشدید میکند؛ اما در خدمات سرمایهگذاری، تنظیمگر از همان ابتدای مسیر در مدل کسبوکار حضور دارد. بنابراین بنیانگذار نمیتواند ابتدا محصول را بسازد و بعداً سراغ مقررات برود. انتخاب شریک، معماری حقوقی، نحوه نگهداری وجوه و حتی متن تجربه کاربری باید با الزامات نظارتی هماهنگ باشد.
نکته مهم دیگر، هزینه ابهام است. وقتی مرز فعالیت مجاز روشن نباشد، کسبوکار فقط با خطر جریمه مواجه نیست؛ تصمیمهای محصول، استخدام و جذب سرمایه نیز کند میشوند. سرمایهگذار نمیتواند ریسک را بهدرستی قیمتگذاری کند و تیم محصول نمیداند کدام قابلیت ممکن است چند ماه بعد متوقف شود. در نتیجه، کیفیت رگولاتوری را نباید فقط با سختگیری یا آسانگیری سنجید؛ پیشبینیپذیری نیز معیار اصلی است.
تجربه مدیانا: جایی که نبود نظارت، اعتماد کاربران را تخریب میکند
بازار پیامک سویه دیگری از رگولاتوری را نشان میدهد. صادق محمدی در گفتوگوی شعاع کست درباره پیامکهای مزاحم، اسپم، خدمات ارزش افزوده و فیشینگ صحبت میکند؛ آسیبهایی که مستقیماً کاربر نهایی را هدف میگیرند. در این بازار، نبود قواعد مؤثر یا اجرای ضعیف آنها فقط به اختلاف میان شرکت و دولت منجر نمیشود؛ اعتماد مردم به کل کانال ارتباطی را کاهش میدهد.
رگولاتوری پیامک و نتایج آن از محورهای این اپیزود است. این تجربه یادآوری میکند که مقررات مؤثر میتواند یک دارایی عمومی را حفظ کند: اعتماد کاربر. اگر هر پیام ناشناس بالقوه مزاحمت یا کلاهبرداری تلقی شود، حتی پیامهای قانونی بانکها، فروشگاهها و سرویسهای آنلاین نیز اثربخشی خود را از دست میدهند.
اما در همینجا یک خطر دیگر ظاهر میشود. مقابله با تخلف اگر صرفاً از طریق محدودیتهای فراگیر انجام شود، کسبوکارهای سالم را هم متحمل هزینه میکند. تنظیمگری کارآمد باید میان ارسالکننده معتبر و متخلف تمایز ایجاد کند، امکان اعتراض و پیگیری داشته باشد و مسئولیت هر بازیگر در زنجیره ارسال را روشن کند.
نقطه مشترک سه روایت چیست؟
کنار هم گذاشتن این سه گفتوگو نشان میدهد مشکل اصلی کسبوکارها الزاماً «وجود مقررات» نیست. سه مسئله مهمتر وجود دارد:
- مقررات پس از رشد بازار تدوین میشود. در این حالت، کسبوکار و کاربر هر دو با تغییر ناگهانی مواجه میشوند.
- مرز فعالیت مجاز شفاف نیست. ابهام، تصمیمگیری درباره محصول و سرمایهگذاری را پرهزینه میکند.
- گفتوگوی منظم میان صنعت و تنظیمگر ضعیف است. در نتیجه، مقررات ممکن است بدون شناخت کافی از سازوکار عملی بازار طراحی شود.
در مقابل، هر سه بازار نشان میدهند که خودتنظیمگری و مسئولیتپذیری کسبوکار نیز ضروری است. شرکتی که از دارایی، پول یا اطلاعات ارتباطی مردم استفاده میکند، نمیتواند همه مسئولیت اعتمادسازی را بر عهده دولت بگذارد.
مدیران پیش از تغییر مقررات چه کاری میتوانند انجام دهند؟
برای کسبوکارهای فعال در بازارهای تنظیمشده، پنج اقدام عملی اهمیت دارد:
- ریسکهای حقوقی و نظارتی را در نقشه محصول وارد کنند، نه در مرحله بعد از عرضه.
- شفافیت دارایی، کارمزد، تسویه و مسئولیتها را به زبان ساده برای کاربر توضیح دهند.
- سناریوی توقف یا تغییر مقررات را از قبل طراحی کنند.
- بهجای ارتباط مقطعی، از طریق تشکلهای صنفی گفتوگوی مستمر با تنظیمگر بسازند.
- دادههای قابل اتکا درباره رفتار بازار و میزان تخلف تولید کنند تا تصمیمگیری بر پایه شواهد باشد.
جمعبندی
تجربه طلاین، ازکیسرمایه و مدیانا یک پاسخ یکخطی به مسئله رگولاتوری نمیدهد. تنظیمگری میتواند اعتماد بسازد، جلوی سوءاستفاده را بگیرد و بازار را بالغ کند؛ اما اگر دیرهنگام، مبهم یا پیشبینیناپذیر باشد، همان بازار را با توقف و نااطمینانی روبهرو میکند.
برای شنیدن جزئیات، اپیزودهای محسن ابوالفتحی و پلتفرمهای طلا، رضا خانکی و ازکیسرمایه و صادق محمدی و صنعت پیامک را در شعاع کست ببینید یا بشنوید.





